تبلیغات
iranharier - پست های هواپیما

رافال.جنگنده ای برای آینده

یکشنبه 4 شهریور 1386 , توسط امید harier
رافال.جنگنده ای برای آینده  
میتوان به جرات اظهار کرد که دیگر همانند گذشته توانایی ساخت هواپیماهای جنگنده تنها تحت سلطه کشور بخصوصی مانند ایالات متحده نیست و کشورهای دیگر نیز همگام با صنعت روز هوانوردی با جدیت مشغول به طراحی و تولید هواپیماهای جنگندهی بومی هستند.اما در این میان دو کشور اروپایی یعنی انگلیس و فرانسه البته تا حدودی نیز آلمان گوی سبقت را از دیگران ربوده و به سرعت در حال تولید جنگنده هایی هستند که به خوبی از پس حریفان امریکایی خود بر آمده و انان را از میدان نبرد به در میکنند.کشور فرانسه با سابقه ی زیاد در طراحی و ساخت هواپیماهای مسافربری و نظامی هم اکنون در حال طراحی مدل های جدیدی از هواپیما های جنگنده بوده که نمونه شاخص آن جنگنده رافالRafale با کدM09است در ادامه به بررسی این هواپیمای مدرن میپردازیم.

این جنگنده که در حقیقت ادامه دهنده راه اسلاف خود یعنی جنگنده های مشهور میراژ جگوار سوپر اتاندارد و... است به منظور جایگزینی جنگنده های قدیمی توسط نیروی هوایی فرانسه سفارش داده شده. این جنگنده که میتوان آن را تا حدودی جنگنده ای جوان وجدید نامید در سال 2001 و در عملیات جنگ افغانستان عملکرد و برتری آشکار خود را بر شناخته شده ترین هواپیما های ناو نشین یعنی f-18 و f14 به جهانیان ثابت نمود.رافال هواپیمایی دو موتوره با قابلیت حمل بازه گسترده از تسلیحات هوا به هوا و هوا به زمین بوده که در عین حال هواپیمایی بی نهایت تغیر پذیر است و به سرعت میتواند نقش خود را از برتری هوایی به شناسایی حملات دریایی و یا زمینی تغیر دهد.در کاکپیت این جنگنده از سیستم های اویونیک یا سیستم های الکترونیکی بسیار پیشرفته ای بهره برداری شده است مانند سیستم HUDهولوگرافیک با زاویه دید بالا ساخت شرکت تالس اویونیک که اطلاعات ماموریت را به وفور در جلوی دید خلبان حاضر می نماید.دوربین های CCDو همچنین صفحه نمایش های لمسی در طرفین خلبان که اطلاعات تاکتیکی موقعیت حاضر را ارایه کرده و به او امکان تصمیم گیری به موقع را میدهد.

در مورد تسلیحات این جنگنده باید اظهار نمود که این هواپیما قادر به حمل بیش از 9 هزار کیلوگرم جنگ ابزار هوا به هوا و هوا به زمین از انواع مختلفی چون موشکهای میکا ما÷یک سایدوایندر آپاچی اگزوست ماوریک هارپون و بمب های هدایت لیزریGBU-12 بسته به نوع ماموریت است.چنانکه پیش بینی نیز میشود قرار بر این است که این جنگنده مدرن از سال 2006 به بمب های فوق دقیق هدایت لیزری یا GPSماهواره ای سا÷مAASM نیز برای منهدم کردن هدف های دشوار زمینی مجهز گردد.این جنگنده همچنین از دو توپ مسلسل با قدرت آتش 2500گلوله در دقیقه ساختGIAT نیز برای نبرد های هوایی نزدیک نیز بهره می جوید.

این جنگنده از نظر جنگ الکترونیک نیزبرتری خود را حفظ کرده است ،چه،با در اختیار داشتن سیستم های هشدار تهاجم،گیرنده و آشکار سازی لیزری و سیستم های مغشوش کننده رادار های دشمن از توانایی قابل قبولی برخوردار است.با مجهز شدن این هواپیما به سیستم راداریRBE2،این جنگنده از قابلیت هایی چون نگاه به پایین شلیک به پایین نیز بهره مند شده قابلیت شناسایی همزمان 8 هدف وشناسایی تهدیدات هوایی را به نحو احسن را نیز دارا است.طول بال های دلتا شکل این جنگنده حدود 11متر و طول خود هواپیما حدود 10 متر است و در عین حال، از مساحت بالی به میزان 45 متر مربع بهره میبرد. این جنگنده مدرن از دو موتور M88-2ساخت سنکنما،برای فراهم آوردن نیروی پیشران خود استفاده مینماید ک هالبته هر یک نیروی کشش استاتیکی معادل 75کیلو نیوتون را با پس سوز فراهم می آورد که در اصل ورودی های این موتور ها ، در زیر سکان افقی هواپیما واقع شده است!البته تعجب نکنید.واقه شدن ورودی های هوا زیر سکان افقی، به این دلیل است که این هواپیما از نوع کانارد می باشد،یعنی سکان افقی ان که غلتش حول محور عرضی را کنترل میکند،به صورت دو بالچه در جلو واقع شده است و در عوض، در قسمت انتهای هواپیما هیچ گونه سطح کنترلی مشاهده نشده و بال ها تا خروجی های موتور ادامه یافته اند.

موتور های قدرتمند این جنگنده،رسیدن ان را به سرعتی معادل1/8ماخ و داشتن سقف پروازی برابر با 55 هزار پا را امکان پذیر ساخته اند که توانایی های بهینه برای جنگنده ای در این کلاس محسوب می شود.
ناگفته نماند که این جنکنده در انواع گوناگونی برای ماموریت های متواوت عرضه میشود.این مدل ها عبارت اند از:مدلBاین جنگنده در اصل برای استفاده نیروی هوایی طراحی گشته و هواپیمایی دو نفره شامل سرخلبان و افسر تسلیحات نظامی است.مدلCنیز مانند مدل قبل برای نیروی هوایی تولید شده و در چندی موارد دارای بهبود یافتگی هایی نیز نسبت به مدل قبلی مشاهده میشود.مدل Mنیز جنگنده تک نفره و مدل ناونشین رافال محسوب میشود که به منظور انجام ماموریت های حفاظتی از ناوهای هواپیمابر تولید گشته است.قابل توجه است که باز هم سازنده این هواپیما،یعنی شرکت داسالت،سنت شکنی نکرده و هواپیمای رافال را نیزهواپیمایی با بال های دلتا شکل طراحی نموده است،یعنی همان سنتی که در هواپیما های پیشین فرانسوی مانند میراژ4000 رعایت شده است.جنگندهی رافال اولین هواپیمای نظامی جهان است که به منظور انجام ماموریت های هوا به هوا و هوا به زمین به صورت همزمان طراحی شده است.

به علاوه توانایی های این هواپیما برای انجام عملیات در حالت های ماورای دید بصری(BVR)و ارتفاع بسیار پایین نسبت به سطح زمین،امکانات گسترده ای را به آن،برای جنگنده ای جند ماموریته بودن و قابلیت بقای فراوان در مقابل دشمن را داده است،و به هر سخن،این هواپیما قادر است که نه تنها نیروی هوایی فرانسه،بلکه کشور های زیادی در جهان را که بعد ها از سفارش دهنده گان این هواپیما خواهند بود،به سهلوت و با شایستگی هر چه تمامتر مرتفع نماید.

B-1b Lancer

جمعه 2 شهریور 1386 , توسط امید harier

هواپیمای بی 1بی، از خانواده بمب افکن های سنگین وزن آمریكایی است که به عنوان جایگزینی برای هواپیمای بی 52 تولید شد. مدتها تفکر بر این بود که باید جانشینی شایسته که بتواند به خوبی از عهده وظیفه بمب افکن قدیمی و پا به سن گذاشته بی 52 بر آید، طراحی و تولید شود.

چرا که هواپیمای بوئینگ 52، بمب افکنی بسیار قدیمی و متعلق به دهه پنجاه بود که جواب گوی نیازهای نیروی هوایی را نمی داد و همه روزه چند عدد از آن ها به جمع هواپیماهای از رده خارج شده با بازنشسته به موزه های هوایی سپرده می شدند. به خصوص با اعلام طرحی جدید برای بمب افکنی مدرن ملقب به بلک جک توسط شوروی سابق، دیگر برای نیروی هوایی آمریکا بمب افکن های پیر بی 52 حرفی برای گفتن نداشتند. در این جا بود که با ارئه طرح هواپیمای فوق مدرن B1-A، کارخانه راک ول اینترنشنال وظیفه تولید آن را بر عهده گرفت، اما پس از چندی، متخصصان متوجه آسیب پذیری بسیار بالای این بمب افکن در مقابل رادار شدند و در نتیجه تصمیم بر آن گرفته شد که گونه ای جدیدتر با امکانات بیشتر و ویژگی رادار گریزی بیشتر عرضه شود.

هواپیمای بمب افكن بی-۱ ای

نهایتاً موجب طراحی و تولید هواپیمای B1-B شد. هواپیمای B1-B یک بمب افکن دوربرد و میان قاره ای است که قابلیت شلیک انواع موشک های هوا به سطح ASM مانند کروز و بازه گوناگونی از بمب های همه منظوره و یا هدایت شونده و بمب های هسته ای را نیز دارا است. این بمب افکن بسیار پیشرفته، می تواند بدون سوخت گیری مجدد، از یک قاره به قاره ای دیگر سفر کند، ماموریت خود را انجام داده و سپس مراجعت کند. یکی از ویژگی های چشم گیر این بمب افکن، بالهای متغیر آن است که از تکنولوژی جمع شوندگی برای سرعت های بالا استفاده می کند.


در این فناوری، با عقب رفتن بال ها در سرعت های بالا، فشار وارده بر آنها کم شده در نتیجه از میزان پسای اضافی که بالها در سرعت های بالا تولید می کنند کاسته می شود. مزیت دیگر بال متغیر این است که برای برخاست، می تواند بالهای خود را به میزان حداکثر باز کرد تا با سرعت کمتری توانایی تیک آف وجود داشته باشد. هواپیمای B1-B از چهار موتور توربوفن F-101 GE با سیستم پس سوز استفاده می کند که توانایی کشش هر یک حدود 13500 کیلوگرم است. به دلیل داشتن چنین موتورهای قدرتمندی است که این هواپیما را می توان جز هواپیماهای مافوق صوت به حساب آورد، چرا که این بمب افکن می تواند با سرعت حداکثر 1.2 ماخ در سطح دریا پرواز کند که از این لحاظ نیز برتری قابل توجهی نسبت به هواپیمای B-52 دارد. این هواپیما طولی قریب به 44 متر داشته و عرض آن با بالهای کاملا باز حدود 40 متر بوده و با بالهای بسته به حدود 23 متر می رسد. حداکثر وزن برخاست این هواپیما بالغ بر 200 تن است که رقم جالبی است.

ولین مدل این هواپیما در سال 1985 تحویل شد و بعد از آن از سال 1986 به خدمت نیروی هوایی آمریکا در آمد و تا به امروز در سمت خود باقی است، هر چند که به تدریج ظهور بمب افکن هایی چون B-2 عرصه را بر وی تنگ کرده اند. این هواپیما برای پرواز به چهار خدمه شامل خلبان اصلی، افسر تهاجم، افسر دفاع نظامی و فرمانده هواپیما نیاز دارد. همچنین سقف پروازی این هواپیما، (یعنی حداکثر ارتفاعی که هواپیما قابلیت پرواز را دارد) حدود 9100 متر یا 3000 فوت است. قیمت این هواپیما بیش از 200 میلیون دلار است که رقم واقعاً سر سام آوری برای دارنده آن است و هزینه نگهداری آن نیز نسبتاً چیزی از قیمت آن کم ندارد. البته برنامه هایی برای بهینه سازی و بهبود بخشی از امکانات و توانایی های این بمب افکن قدرتمند و مخوف در دست تکمیل است که تا چند ماه آینده کامل شده و باز شاهد هواپیمای بمب افكن پیشرفته تر و توانمندتری از پیش باشیم.

 

 


 

مشخصات:

نوع كاربری: بمب افكن سنگین

كارخانه سازنده:راك ول اینترنشنال

تعداد خدمه: 4 نفر شامل 1نفر خلبان اصلی و 1 افسر تهاجم و یك نفر افسر دفاع نظامی و فرمانده هواپیما

اخرین قیمت: 283 میلیون دلار

نیروی محركه: 4 عدد موتور توربوفن مدل F-101-GE-102 جنرال الكتریك با پس سوز و 30000پوند تراست در هر كدام با پس سوز

طول: 44.5 متر

عرض: در حالت باز 41.8 متر و در حالت بسته 24.1 متر

ارتفاع: 10.4 متر

وزن خالی:86180 كیلو گرم

حداكثر وزن:216630 كیلو گرم

حداكثر سرعت:1448 كیلومتر بر ساعت یا 1.34 ماخ

حداكثر ارتفاع پروازی: بیشتر از 30000 فوت

حداكثر برد: این بمب افكن دارای قابلیت سوخت گیری هوایی است و قابلیت قاره پیمایی دارد

توضیحات: بمب افكن بی-1 ای برای اولین بار در تاریخ 23 دسامبر سال 1974 پرواز كرد و نمونه اولیه مدل بی-1بی در تاریخ 18 اكتبر سال 1984 پرواز كرد

 

بمب افكن بی-۱بی در حال شكستن دیوار صوتی

 

 ا

هواپیمای An-74

پنجشنبه 25 مرداد 1386 , توسط امید harier
برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید


هواپیمای توربوفن An-74 که اولین پرواز خود را در سال 1977 انجام داد، یک هواپیمای سبک ترابری چند منظوره است که برای عمل در مناطق قطبی طراحی شده است. این هواپیما که برای جایگزینی An-26های قدیمی طراحی شده است، برای حمل بار، تجهیزات و مسافر در فواصل کوتاه و متوسط استفاده می‌شود و قابلیت پرواز در تمامی شرایط آب و هوایی از 60- تا 45+ درجه سانتیگراد و در هر ارتفاعی از قطب شمال تا مناطق کوهستانی را دارا می‌باشد. هواپیمای An-74 می‌تواند در تمامی اوقات سال در روز یا شب در مسیرهای محلی یا بین‌المللی مورد استفاده قرار گیرد. این هواپیما قابلیت نشست و برخاست در باندهای کوتاه و از روی زمینهای پر از سنگریزه، یخی و یا پوشیده از برف را دارد.

An-74 می‌تواند 7.5 تن بار را در ارتفاع 10100 متری با سرعت کروز 550-700 km/h حمل کند. این هواپیما دارای قابلیتهای فوق‌العاده دیگری نیز می‌باشد از جمله هدایت کشتی‌ها در طی مسیر خود، سرویس‌دهی به ایستگاههای شناور، انجام عملیات تحقیقاتی در ارتفاع بالا یا مناطق قطبی، پیدا کردن گروه ماهی‌ها و گشت‌زنی در مناطق یخبندان.

در ضمن An-74 به آسانی می‌تواند به آمبولانس، هواپیمای آتش‌نشان، هواپیمای حامل چتربازان و ... تبدیل شود. نسبت لیفت به وزن بالای این هواپیما مدیون استفاده از مواد جدید و تکنولوژیهای نوین ساخت می‌باشد.

تولید این هواپیما در خارکف همچنان ادامه دارد و نمونه جدید آن نیز در حال ساخت است.

پیشرانه:

دو دستگاه موتور توربوفن D-36ZMKB ساخت پراگرس با نسبت كنار گذر زیاد، هر یك به توان 74/63 كیلو نیوتن.

ابعاد

دهانه بال: 98/31 متر
نسبت منظری بال: 3/10
طول كلی: 07/28 متر
ارتفاع: 75/8 متر

اوزان

وزن با بیشترین سوخت (بدون بار): 13200 كیلوگرم
بیشترین وزن برخاست: 34800 كیلوگرم

سرعت و برد

بیشترین سرعت در ارتفاع 10100 متری: 700 كیلومتر در ساعت
برد با بیشترین سوخت و 800 كیلوگرم بار مفید: 4400 كیلومتر

Avia.ir

Azarakhsh / Thunder

پنجشنبه 25 مرداد 1386 , توسط امید harier
 
Azarakhsh / Thunder


Iranian upgraded F-5 Tiger


نیروی هوایی ارتش ش*اه ن * اه *ی ایران، اولین نیروی هوایی در جهان بود كه هواپیماهای F-5A/B موسوم به «جنگندهء آزادی» یا Freedom Fighter را در سال 1343 شمسی به خدمت گرفت. سابقه بسیار طولانی و ارزشمند پرسنل تعمیر و نگهداری، هزینه اورهال پائین، مصرف سوخت كم، جثه كوچك هواپیما - كه باعث می‏شد از دید برخی رادارها مخفی بماند- همگی باعث شده‏اند كه سالهای طولانی شاهد پرواز این شكاری خوش تركیب در آسمان كشورمان باشیم.

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید



پس از خاتمه جنگ تحمیلی، و با توجه به نیاز شدید نیروی هوایی به یک هواپیمای آموزشی، در سالهای آعازین دهه 1370 شمسی، پروژه‏ای به نام سیمرغ در قالب تبدیل هواپیمای F-5A (تك كابین) به F-5B (نوع دوكابین جهت آموزش خلبانان مبتدی) در شركت صنایع هواپیماسازی اصفهان (هسا) و شركت صنایع هواپیمایی ایران (صها) به اجرا درآمد و پرسنل سازمان صنایع دفاع و نیروی هوایی ارتش با موفقیت توانستند قطعات و قالبهای لازم را جهت تولید نوع دو كابین هواپیمای F-5 تولید نمایند؛ اساس انجام این پروژه، زیربنای ایجاد برخی تغییرات در باقیماندهء ناوگان F-5 هایی گردید که دارای بدنه‏ای با طول عمر کمتر بودند و می‏شد آنها را چندین سال دیگر نیز به خدمت گرفت.

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

اولین نمونهء F-5A که در قالب پروژهء سیمرغ دوکابینه شده است



آشنایی تعمیرکاران و پرسنل فنی هواپیماهای F-5 و همچنین شرائط حساس منطقه، باعث گردیده است که هرساله تغییراتی ظاهری بر روی تعدادی از F-5 های قدیمی نیروی هوایی اعمال شده و آنها را به عنوان هواپیمای ساخت ایران معرفی نمایند، در حالی که صنایع هوافضای ایران، از ساخت تایر، شیشهء کاناپی، قطعات سادهء موتور، آلات دقیق و آویونیک عاجز است اما سالهاست که بر طبل ساخت هواپیمای جنگی، آن هم جنگنده‏ای پیشرفته و قابل رقابت با F/A-18 کوبیده می‏شود!

اندکی پس از آنکه قراردادهای میلیاردی خرید تسلیحات توسط عربستان و اسرائیل اعلام گردید، وزارت دفاع ایران، خبر از آزمایش هواپیمای جدید! آذرخش را داد. هواپیمایی که شش سال قبل نیز در حضور رهبر مذهبی ایران مورد آزمایش قرار گرفته بود، اینک می بایست با توجه به خرید 30 میلیارد دلاری اسرائیل و 20 میلیارد دلاری عربستان سعودی، بار روانی حاصل از عدم ورود به خدمت تسلیحات جدید هوایی به ارتش جمهوری اسلامی را بر دوش بکشد.

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید


F-5 تغییریافته که در باند اختصاصی شرکت صنایع هواپیماسازی ایران (هسا) در اصفهان و تقریبن بدون حضور خبرنگاران پرواز داده شد، به سطوح لبهء حملهء بال که در اصطلاح Leading Edge eXtension نامیده می‏شود و همچنین دو محفظهء تنفس جهت خنک کردن موتورها (ram-air inlet) مجهز شده است. سطوح فوق که به اختصار LEX نامیده می‏شوند، در هواپیماهای پیشرفته‏ای چون F/A-18 و Su-34 و AV-8 Harrier به کار گرفته شده اند.


LEX چیست؟
زائده‏های توسعه یافته (LEX) در واقع سطوحی هستند که به قسمت جلوی بالهای هواپیماهای جنگی پیشرفته افزوده شده‏اند تا جریان متعادل هوا را به هنگام پرواز در زوایای بالای حمله ایجاد کنند. این سطوح، اغلب مثلثی شکل هستند، و از قسمت ریشهء بال تا قسمتی نزدیک به کابین در امتداد بدنه حرکت داده می‏شوند. این زائده ها اندازه ای در حدود یک وجب دارند و از یک متر کمتر هستند. در حقیقت، این زائده‏ها، بالهای دلتاشکل کوچکی هستند که به قسمت جلویی بالها، پیوند زده شده‏اند.

به هنگام پرواز با سرعت کروز (سرعت گشت‏زنی عادی هواپیما) سطوح LEX تاثیر اندکی دارند، در حالی که به هنگام افزایش زاویهء حمله، نظیر حالتی که در نبردهای نزدیک هوایی زیاد اتفاق می‏افتد، سطوح LEX اقدام به تولید جریانهای حلقوی (گردابی) سرعت بالا می‏کنند که این جریانها تا نوک بالها باقی می‏مانند. بر اساس قانون برنولی، در این حالت، حداقل فشار به نوک بالها وارد می‏شود و این امر افزایش نیروی برا در نقطهء عادی واماندگی (Stall) را به وجود آورده و بدین سان، هواپیما قادر می‏شود در زوایای بالاتر پرواز کرده و دچار واماندگی نشود.

مشخص‏ترین جنگنده‏ای که از این سطوح بهره می‏برد، F/A-18 Hornet می‏باشد. نمونهء اولیه سوخوی27 که Cy-27C نامیده می‏شد، به دلیل طراحی بسیار ضعیف سطوح LEX، دچار سانحه گردید که دلیل این امر نیز، یخ‏زدگی این سطوح در زوایای بالای 5 درجه بود. مشکل سوخوی27 در نهایت با اصلاح طراحی LEX ها و همچنین سیستم کامپیوتری FBW رفع گردید.

در حقیقت سطوح LEX باعث افزایش فوق‏العادهء قدرت مانورپذیری هواپیما می‏شوند و جنگنده به وسیله دارا بودن این سطوح است که قادر به انجام مانورهای سنگینی نظیر Pugachev's Cobra ، Cobra Turn و Frolov Chakra می‏گردد.


برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

هواپیمایی که شش سال قبل نیز در حضور رهبر مسلمین جهان مورد آزمایش قرار گرفته بود، اینک می بایست با توجه به خرید 30 میلیارد دلاری اسرائیل و 20 میلیارد دلاری عربستان سعودی، بار روانی حاصل از عدم ورود به خدمت تسلیحات جدید هوایی به ارتش جمهوری اسلامی را بر دوش بکشد.



Fly By Wire ؟
با عنایت به موارد فوق، در بهینه‏سازی هواپیمای F-5E باید «سیستم کامپیوتری کنترل پرواز» که در اصطلاح Fly By Wire یا FBW نامیده می‏شود، نصب شده باشد. ادعا شده است که این سیستم را شرکت MATSA (متصا) یا Air Force Technology and Electronic Centre تولید کرده و پیشتر نیز ادعا شده بود بر روی جنگندهء صاعقه که یک جنگندهء F-5A با دو سکان عمودی اریب بود، مورد آزمایش قرار گرفته است.


موتور RD-33 یا J-85 ؟
دو موتور توربوفن RD-33 ساخت كلیموف، توان و چالاكی ویژه‏ای می‏توانند به آذرخش و صاعقه ببخشند. این جنگندها با موتور RD-33 و استفاده از پس‏سوز، می‏توانند به راحتی به سرعتهایی بین 1.6 تا 1.8 ماخ و حتا بالاتر دست یابند. در تصاویر و فیلمهای منتشر شده از صاعقه، و همچنین تنها تصویری که از آذرخش ثبت شده است، تفاوت چندانی بین اندازهء ظاهری موتورهای آن با F-5 مشاهده نمی‏شود، از این رو، به نظر می‏رسد تغییرات اعمالی در F-5، اندکی بهبودسازی عملکرد موتورهای J-85 و افزودن سطوح کنترلی LEX می‏باشد.


صاعقه یا آذرخش ؟
نکتهء بسیار مهم این است که صاعقه و آذرخش، هر دو طرح های دگرگون شده‏ای از جنگندهء اف-5 می‏باشند و هچیکدام را نمی‏توان یک محصول تولیدی مستقل نامید، اما باید توجه کرد که صاعقه، شباهت زیادی به آذرخش ندارد و در ساخت آن، به جای شرکت صها (IACI)، «مرکز تکنولوژی نیروی هوایی و صنایع الکترونیک» (MATSA) همکاری داشته‏اند. از نظر شکل ظاهری، سکانهای اریب صاعقه را می‏توان مهم‏ترین تغییر آن نسبت به F-5 و آذرخش دانست.

علی‏الظاهر، مقامات مسئول جمهوری اسلامی، به اطلاق نام‏های جدید، علاقهء وافری دارند و برای هر تغییر جزئی یا انجام بهینه‏سازی اندک روی هواپیماهای بسیار قدیمی، از اسامی جدید استفاده می‏کنند. برای مثال برنامهء تولید هواپیمای آموزش «تذآرو» را در نظر بگیرید که در مقاطع گوناگون زمانی، با اسامی «رعد» ، «تندر» و در نهایت «تذآرو» نامیده شده است!


موتور توربوفن J-85 ؟ !
نکتهء قابل توجه دیگر این است که ادعا شده است موتور توربوجت J-85 مورد استفاده در جنگندهء F-5E، با یک موتور توربوفن و کم‏مصرف و دارای پس‏سوز بهینه‏سازی شده بر اساس همان J-85، جایگزین شده است که تکنولوژی آن، بر اساس موتور توربوفن TF-30 P414A می‏باشد. این موتور بهینه‏شدهء J-85، دارای کشش بالاتر و قابل ملاحظه‏ای نسبت به مدل قدیمی خود می‏باشد. شاید بدین جهت است که در قسمت انتهایی موتور، دو مکان تنفس جهت خنک کردن موتور تعبیه شده است و این نشان از امکان‏پذیرکردن استفاده از حداکثر قدرت موتور و کنترل حرارت آن می‏باشد.


رادار کنترل آتش
در نمونهء پرواز داده شدهء صاعقه، به نظر می‏رسید این جنگنده فاقد رادار است و در واقع همان جنگندهء F-5A می‏باشد که به دو سکان اریب مجهز گشته است و مخازن خارجی سوخت مستقر در دو نوک بالها حذف شده‏اند.

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید


همچنین به نظر می‏رسید بر خلاف تبلیغاتی که ادعا داشت بر روی صاعقه و آذرخش از رادار N019 ساخت فازاترون استفاده شده است، تاکنون هیچگونه مدرک و خبری دال بر همکاری روسها برای فروش یا انتقال تکنولوژی رادار و یا حتا نصب یک رادار بومی بر روی این جنگنده‏ها مشاهده نشده است، به نحوی که در اولین آزمایش رزمی هواپیما صاعقه، که در برابر دوربین‏های فیلمبرداری صورت گرفت، به جای پرتاب بمب یا موشکهای هدایت شونده که می‏توانست تاثیر به‏سازیی در تغییر نگرش جهانیان به توانایی‏های بومی نیروی هوایی جمهوری اسلامی داشته باشد، تنها اقدام به پرتاب چند راکت 70 م م غیرهدایت شونده گردید!

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

تصویری از صاعقه (F-5A) که تنها به دو راکت انداز سادهء ۷۰ م م مجهز شده است و جهت تمایز با سایر F-5 ها، مخازن سوخت بال نصب شده در دو نوک بالها را ندارد.



تبلیغات به جای حقیقت
به نظر می‏رسد تعداد دو یا سه جنگندهء F-5A/E مشمول برخی تغییرات جزئی ظاهری شده‏اند و هرچند وقت یکبار، بسته به ملاحظات سیاسی و یا فشارهای خارجی، هرکدام به نوبت در مانورهای نظامی به مدت اندکی پرواز داده می‏شوند تا انتقادات و تصورات مبنی بر ضعف شدید نیروی هوایی جمهوری اسلامی و همچنین عدم خرید هواپیماهای جنگی جدید، تحت الشعاع قرار گیرند.

F-111

دوشنبه 22 مرداد 1386 , توسط امید harier
 

جنگنده اف-111، نتیجه تحقیقات گسترده مؤسسات هوافضایی آمریکا چون ناسا و شرکت های مشهور هواپیماسازی بود که سالها بر روی طرح هواپیماهایی با بالهایی متغیر برای سرعت های مختلف پروازی و استفاده از مزیت های هر دو نوع بال، یعنی بال معمولی و پسگرا کار کرده بودند.

 

این هواپیما، یک جنگنده چند منظوره و یک بمب افکن سبک، چه برای نیروی دریایی چه برای نیرو ی هوایی آمریکا به شمار می رفت که قادر به پرواز در سرعت های مافوق صوت نیز بود. در ابتدای انجام تست ها و آزمایش های اولیه، موتورهای هواپیما به شدت با مشکل وامانده شدن و استال کردن مواجه بودند که دلیل عمده آن، طراحی ناکارآمد ورودی های موتورهای آن بود که سرانجام، پس از یک دوره انجام تحقیقات بر روی انواع ورودی، مشکل موتورهای این هواپیما نیز به خوبی مرتفع شد. هواپیمای اف-111، جنگنده ای با بال های متغیر است، بدین معنی که زاویه بال های آن، در طی شرایط مختلف پروازی، از 16 درجه تا 72 درجه قابل تغییر است.

 

از سال ها پیش، محققان دریافته بودند که بال های معمولی بدون عقب گرایی، دارای ویژگی های مناسبی برای پرواز در سرعت های پایین و انجام نشست و برخاست های بی نقص بوده و بال های پس گرا نیز، برای سرعت های زیاد، بی نظیر می باشند. در نتیجه همیشه بال جنگنده ها با ترکیبی از این دو نوع طراحی می شد. تا جایی که تفکر بر این شد که سیستمی طراحی شود که قادر باشد با توجه به شرایط پرواز، به طور خودکار زاویه بال ها را تنظیم کرده و بدین گونه توانایی های فراوانی به جنگنده عطا کند. نتیجه، همان سیستم بال متغیر بود که این سامانه، علاوه بر گران بودن، دارای وزن زیادی نیز هست و این وزن را به کل وزن برخاست هواپیما اعمال می کند که خود یک نقص به شمار می آید.

 

در شرایط برخاست که حداکثر نیروی برا لازم است، بال ها تماماً رو به جلو باز شده و بیشترین برا را تولید می نمایند. با افزایش سرعت، بال ها به تدریج بسته شده و برای سرعت های بالا، سازگاری لازم را پیدا می کنند. از مشهور ترین هواپیماهای بال متغیر، می توان به هواپیمای اف-14 تامکت آمریکایی و سوخو-24 فنسر روسی اشاره کرد. طرح قرار گرفتن دو خلبان این هواپیما، به صورت کنار هم، مانند هواپیماهای مسافربری است که بدین گونه، از کپی آلات پروازی برای هر دو خلبان در دو کابین جلوگیری شده و تماس دو خلبان نیز آسان تر خواهد بود. صندلی نجات این هواپیما به صورت کپسولی است و قابلیت باز شدن در هر شرایط سرعت و ارتفاع و حتی زیر آب را نیز دارد. این کپسول که حاوی هر دو خلبان است، پس از به آب افتادن روی آب شناور می ماند.

این هواپیما، حتی بدون استفاده از مخازن سوخت خارجی و تنها با سوخت داخلی خود، دارای برد فوق العاده زیاد به میزان 4.000 کیلومتر است که این میزان، با اضافه کردن مخازن سوخت در بیرون افزایش نیز می یابد. اف-111، قادر به حمل دو بمب اتمی معمولی و تعدادی بمب های عادی دیگر در مقرهایی نیزدیک به بدنه است. حداکثر وزن برخاست این هواپیما که به طرز غیر قابل باوری زیاد می باشد، میزانی معادل 45 تن است. این جنگنده، قادر است به کمک موتورهای پرات اند ویتنی TF-30 که در جنگنده های اف-14 تحویل شده به ایران نیز به کار رفته بود، به سرعت هایی بالغ بر5/2 ماخ و حداکثر ارتفاعی برابر با 18 کیلومتر نیز دست یابد.

 

طول این هواپیما 22 متر و طول دو سر بال های آن در حالت کاملاً باز به 19 متر می رسد که این طول، در حالت بال کاملاً بسته به 11 متر کاهش پیدا خواهد کرد که شرایط بسیار مناسبی را برای پارک روی ناو هواپیمابر به وجود می آورد. ناگفته نماند که تنها فروش خارجی این هواپیما به کشور استرالیا بوده است. همچنین این هواپیما در اواخر جنگ ویتنام نیز به طور تقریباً محدودی به خدمت گرفته شد که جزو امن ترین هواپیما ها به شمار آمده و تنها تلفاتی برابر با 6 فروند داشت. این هواپیمای نامی، برای نخستین بار در اکتبر 1967 پرواز کرده و پس از تولید 563 فروند تا بسته شدن خط تولید، در سال 1996 به خیل هواپیماهای بازنشسته و البته افسانه ای آمریکا پیوست.

 

مشخصات

 

نوع كاربرد: بمب افكن

شركت سازنده: جنرال داینامیكس

تعداد خدمه: 2 نفر( خلبان و افسر تسلیحات)

اخرین قیمت: 75 میلیون دلار

نوع موتور: 2 عدد پرات اند ویتنی TF30-P-100 توربوفن با 25100 پوند تراست در هر كدام با پس سوز

طول: 22 متر

عرض: در حالت بالهای باز 19 متر و در حالت بسته 11.9 متر

ارتفاع: 5.13 متر

حداكثر سرعت: 2.5 ماخ یا 2700 كیلومتر

ارتفاع پروازی: 60000 پا

وزن خالی: 21376 كیلوگرم

بیشترین وزن: 45 تن

برد: با تانكر های اضافی سوخت 5700 كیلو متر

وزن تسلیحات: 11250 كیلوگرم


F-111 Aardvark

اف-۱۱۱ در حالت باز بودن بال ها



F-111 Aardvark

اف-۱۱۱ در حال بسته بودن بال ها




F-111 Aardvark

MIG-29 FULCRUM

دوشنبه 22 مرداد 1386 , توسط امید harier
Image

 هواپیماهای جنگنده از ستون و پایه های هر نیروی هوایی هستند و نقش بسزایی در پیروزی و یا شکست در یک نبرد را دارند . هواپیمای رهگیر و شکاری میگ۲۹ از بهترین هواپیماهای حال حاضر جهان است که در کشورهای مختلفی از جمله ایران در حال خدمت است . 


هواپیمای میگ 29 (نامگذاری ناتو: فالكروم
Fulcrum ) با هدف ایجاد برتری هوایی توسط اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شد . طراحی و ساخت این هواپیما توسط شركت میكویان از سال1970 آغاز و اولین فروند از این هواپیما در سال1983 وارد خدمت شد  . هواپیمای میگ 29 از بهترین محصولات صادراتی برای شوروی در زمان خود و برای روسیه در حال حاضر بوده و توانسته سود قابل توجهی را نصیب سازندگان خود كند .

تاریخچه ی هواپیمای میگ29 : برنامه ی ساخت هواپیمای میگ 29 به سال1969 بازمیگردد در آن زمان شوروی برنامه
FX ایالات متحده را زیر نظر داشت و برنامه ی FX كه به ساخت هواپیمای اف15 ( F-15 EAGLE) منجر گردید دلیل تصمیم شوروی برای طراحی و ساخت هواپیما میگ 29 بود شوروی پس از ساخت هواپیمای اف۱۵ توسط ایالات متحده این موضوع را  درك کرد كه هواپیماهای جدید ساخت آمریكا تا حد قابل توجهی دارای برتری نسبت به هواپیماهای شوروی هستند و از تکنولوژی پیشرفته تری نسبت به این كشور برخوردار میباشند . هواپیمای میگ 21(MiG-21 Fish bed) با وجود چالاكی زیاد و قدرت مانور خوب خود در طول روز در شب قادر به انجام ماموریت نبود و از كم بودن برد عملیاتی  و عدم توانایی استفاده از جنگ افزارهای گوناگون در حد قابل ملاحظه ای رنج میبرد . هواپیمای میگ23 (MiG-23 Flogger) نیز كه با هدف مقابله با هواپیمای اف4 فانتوم (F-4 Phantom II) طراحی و ساخته شده بود با وجود سرعت و برد عملیاتی مناسب و داشتن فضای كافی برای حمل سوخت و جنگ افزارهای مختلف ولی از قدرت مانور كمی  بهره میبرد و در نبردهای داگفایت تا حد زیادی ناموفق نشان میداد در این شرایط شوروی به وجود یك هواپیما كه ضمن داشتن چالاكی و قدرت مانور خوب دارای برد عملیاتی كافی و امكان استفاده از جنگ افزارهای گوناگون در حد خوبی را داشته باشد احساس میكرد و در كنار این موارد این هواپیما باید از سیستمهای پیشرفته ای برای رقابت با هواپیماهای ساخت امریكا هم استفاده میكرد.در واكنش به این نیاز ستاد فرماندهی شوروی درخواست ساخت هواپیما پشرفته تاكتیكی را ارائه داد و این درخواست را در طرح( PFI Perspektivnyi Frontovoi Istrebitel ) كه مخفف هواپیمای پیشرفته تاكتیكی به زبان روسی است اعلام شد . مشخصات خواسته شده برای این طرح از سوی شوروی تا حد زیادی افراطی و جاه طلبانه نشان میداد.  هواپیمای مورد درخواست آنان باید برد عملیاتی زیاد / دارای قابلیت خوب برای نبردهای نزدیك / چالاكی و مانور عالی / دارای حداقل سرعت2 ماخ / دارای قابلیت حمل تسلیحات سنگین / به همراه استفاده از آیرودینامیك پیشرفته باشد كه این مورد آخر توسط موسسه آیرودینامیك روسیه به همراهی شركت سوخو در حال انجام مراحل تحیقیاتی بود . (طرح آیرودینامیك مورد نظر شوروی توسط موسسه آیرودینامیك روسیه و شركت سوخو در حال انجام مراحل تحقیقاتی بود و شركت میكویان از نتایج این تحقیقات در ساخت هواپیمای میگ29 استفاده كرد). در سال1971 شوروی اعلام كرد طرح هواپیمای PFI یا همان هواپیمای پیشرفته تاكتیكی پر هزینه است و  قابلیت برآورده نمودن نیازهای شوروی را برای ساخت هواپیمای جنگنده سبك وزن به مانند اف16 (F-16 Fighting Falcon) و اف17(YF-17 Cobra)ندارد بعد از لغو این طرح شوروی دو طرح جدید با نامهای LPFI و TPFI برای ساخت ارائه کرد طرحLPFIساخت یك هواپیمای تاكیكی پیشرفته سبك وزن و طرح TPFI ساخت یك هواپیمای تاكتیكی سنگین وزن بود و تفاوت طرح PFI ابتدایی شوروی و طرح دوم PFI در تخصصی تر شدن آن است . طرح كلی PFI هواپیمای پیشرفته تاكتیكی اولیه به دو طرح تخصصی تر تبدیل شد كه در هر كدام به روی بعضی از مشخصات بیشتر از سایر مشخصات با توجه به هدف ساخت و نوع ماموریت تاكید شده بود . طرح هواپیمای تاكتیكی پیشرفته سبك وزن یا همان LPFI به شركت میكویان سپرده شد و سرانجام به ساخت هواپیمای میگ29 منجر شد و طرح هواپیمای پیشرفته تاكتیكی سنگین وزن و یا همان TPFI برای مقابله با هواپیمای اف15 به شركت سوخو سپرده شد كه این طرح نیز با ساختن هواپیمای سوخو 27 به پایان رسید . طراحی هواپیمای LPFI با مشخصات جدید در سال1974 شروع  و با ساخت هواپیمای میگ29 ای (MiG-29A) به اتمام رسید.  اولین پرواز این هواپیما در 6 اكتبر 1977 صورت گرفت .هواپیمای میگ29 تنها یك ماه بعد از اولین پرواز خود در نوامبر 1977 ازسوی ماهوارهای جاسوسی آمریكا مورد شناسایی قرار گرفت . این هواپیما هنگامی كه در مركز آزمایش پرواز ژوكوفسكی(Zhukovsky) در نزدیكی شهرك رامنسكوی(Ramenskoye) حضور داشت مورد شناسایی قرار گرفت و ایالات متحده هواپیمایی با مشخصات شبیه به هواپیمای اف17(YF-17 Cobra) را مشاهده كرد .

 

میگ2۹بی(MiG-29B) با تاخیری كه به دلیل حادثه در دو نمونه اولیه میگ29 ای(MiG-29A) بدلیل ایراد در موتورها بود در ژوئن سال1983 وارد خدمت شد و ناتو هواپیمای میگ29 بی (MiG-29B) را فالكروم ای(Fulcrum-A) نامگذاری كرد. به طور منطقی باید میگ 29 A باید فالكروم ای(Fulcrum-A) نامیده میشد ولی بدلیل آنكه تا قبل از آن ناتو میگ29 ای (MiG-29A) را ندیده بود میگ29بی را نمونه ابتدایی میگ فرض كرد و فالكروم ای(Fulcrum-A) نامگذاری كرد هواپیمای میگ29 یا همان (Fulcrum-A) در مجموع به تعداد 840 فروند تولید شد .اولین باری كه هواپیمای میگ 29 به در غرب به نمایش عمومی درآمد در جولای 1986 در فنلاند بود و برای بار دوم هم در سپتامبر 1988 در نمایشگاه هوایی فارنبورو (Farnborough Air Show) در بریتانیا به نمایش گذاشته شد و غربیها تحت تاثیر قدرت زیاد و چالاكی این هواپیما قرار گرفتند . میگ 29 در زمان شوروی مورد توجه این شوروی قرار داشتند اما بعد از شوروی با وجود مجهز شدن به سیستمهای آیونیكی پیشرفته و چند منظوره بودن و قابلیت حمل مخازن سوخت خارجی و امکانات گسترده دیگر مورد توجه روسیه قرار نگرفت كه این به دلیل سیاست نامناسب مسئولان شركت میكویان نسبت به شركت سوخو در شناخت خواست و تمایل مسئولان روسیه بوده است با این وجود مسئولان شركت میكویان با گسترش این هواپیما سعی در صادرات آن به خارج از كشور را دارند البته به نقل از منابع غیر رسمی دستیابی غرب به اطلاعات هواپیمای میگ29 از دلایل مهم این تصمیم از جانب مقامات روسیه است .

 این هواپیما تاكنون به كشورهایی شامل : الجزایر /بنگلادش/بلغارستان/كوبا/چك /اتیوپی/اریتره/آلمانشرقی/مجارستان/عراق/ایران/هند/مالزی/برمه/ پرو/لهستان/رومانی/صربستان/اسلواكی/سوریه و یمن فروخته شده است این كشورها به همراه اقمار سابق شوروی به مانند بلاروس/قزاقستان/مولداوی/تركمنستان/اكراین و ازبكستان از استفاده كنندگان از این هواپیما هستند . هواپیمای میگ 29 در حال حاضر تحت پروژه های مختلف توسعه و بهینه سازی قرار دارد و آخرین نمونه های این هواپیما میگ29 اس ام تی (MiG-29 SMT) و میگ29ام 2(MiG-29 M2) هستند .نمونه جدید ناو نشین هواپیمای با نام میگ29 كی(MIG-29K) برای استفاده در نیروی دریایی هند كه به تازگی ناوهواپیمابر دریاسالار گورشكوف را از روسیه خریداری كرده در حال تولید است .

سوابق نبرد هواپیمای میگ29:

 

Image

این هواپیما به وسیله خلبانان عراقی در جنگ1991 خلیج فارس و پیش آن نیز در جنگ این كشور با ایران حضور داشت و بعد از آن از سوی صربستان به عنوان بزرگترین دارنده این هواپیما در بلوك شرق در برابر انبوهی از جنگندهای غربی از نظر تعداد و نوع قرار گرفته است و در جنگ میان دو كشور اریتره و اتیوپی از سوی اریتره در برابر هواپیماهای سوخو27 اتیوپی مورد استفاده قرار گرفت و در همه آنان یك شكست خورده بزرگ بوده چه در برابر هواپیماهای غربی و چه در برابر هواپیمای سوخو27 و كارنامه موفقی از خود به جای نگذاشت اما این امر نه به دلیل ضعف این هواپیما بلكه بیشتر به دلایل خارجی به مانند استفاده كنندگان این هواپیما و كیفیت های پایین نمونه صادراتی نسبت به نمونه اصلی بوده است كه باعث شده این هواپیما ناموفق و غیر قابل اعتماد جلوه كند . هواپیماهای تحت اختیار عراق در جنگ اول خلیج فارس در برابر هواپیماهای ایالات متحده و متحدانش كه با تعداد زیاد و پشتیبانی مناسب هوایی آسمان را در اختیار خود قرار داشتند نتواستند كاری از پیش برند و در حقیقت فرصتی برای اینكه خود را نشان دهند بدست نیاوردند ودر جنگ دوم خلیج فارس نیز هواپیماهای میگ29 عراق حتی از زمین نیز برنخواستند . فالكرومهای عراق در جنگ با ایران نیز بیشتر با استفاده بمبهای غیر هدایت شونده و راكتها در نقش یك بمب افكن ظاهر شدند تا یك جنگنده برای انجام ماموریت تخصصی خود باشند. هواپیماهای تحت اختیار صربستان نیز با تكنولوژی و سلاحهای مربوط به 15 سال قبل و مربوط به زمان جنگ سرد و شوروی سابق در برابر كه هیچگونه بهینه سازی نشده بودند و از كمبود قطعات یدكی رنج میبردند در برابر انبوه جنگدهای متعلق به ناتو كه در بهترین شرایط به سر میبردند كاری از پیش نبردند . این هواپیما در جنگ افغانستان در مقابل هواپیماهای سوخوی22 افغانستان و و در نبرد كارگیل كشمیر از سوی هندوستان هم مورد استفاده قرار گرفته و در چند نبرد كوچك دیگر هم شركت داشته است .

 

میگ29ایMiG-29A- Fulcrum A:

نمونه ابتدایی ساخته شده از این هواپیما كه در سال1982 وارد خدمت شد.

میگ29بی
MiG-29B-Fulcrum A:

نمونه صادراتی این هواپیما فاقد امكانات لازم برای حمل تسلیحات اتمی است و دارای رادار اصلاح شده برای افزایش قابلیت های آن و سیستم (ECM) برای مقابله با جنگ الكترونیك و سیستم (IFF) برای شناسایی دوست از دشمن كه این عبارت مخفف(Identification Friend or Foe) است . هواپیماهای میگ29 ایران از این نوع هستند .

MiG-29UB-Fulcrum B:



میگ29 یوبی

نمونه آموزشی این هواپیما با كد UB كه مخفف آموزشی رزمی(Uchebno-Boevoi / trainer-combat) شناخته میشود و دو سرنشینه و فاقد رادار است و بنا به ساختار خود میتواند كارایی های زیادی برایش در نظر گرفت میتوان در امور آموزش و یا یك سوخت رسان استفاده كرد هر چند كه با توجه به برد عملیاتی محدود از قابلیت منحصر به فردی برخوردار نیست و پسوند رزمی آن با كارایی آن سازگار به نظر نمیرسد مگر آنكه با افزودن امكانات این قابلیت را برای این نمونه فراهم كنیم در ضمن یك توپGSh-30 30 میلی متری نیز در آن بكار رفته است .
MiG-29S-Fulcrum C اولین نمونه :

این نمونه مانند میگ29 بی است اما بدنه هواپیما بزرگتر است دارای ساختار(FatBack) است كه برای افزودن حجم مخازن داخلی است و از سیستم ضد جیمینگ استفاده میكند.
MiG-29S -Fulcrum Cدومین نمونه :

در این نمونه هواپیما میتواند مقدار بیشتری از تسلیحات را حمل كند به علاوه ی استفاده از دو تانكر خارجی از تغییرات ظاهری هواپیما است . رادار این نمونه را NO19ME انتخاب كرده اند این رادار میتواند 10 هدف را شناسایی كند و همزمان از دو موشك آر 77(AA-12 Adder) برای نابود كردن اهداف استفاده كند .

MiG-29SM-Fulcrum C :

این نمونه از تمام قابلیتهای میگ29 اس برخوردار است و امكان استفاده از موشكهای هوا به زمین هدایت شونده و بمبهای هدایت شونده تلویزیونی و لیزری را دارد .

MiG-29M/MiG-33 -Fulcrum E:

نمونه پیشرفته و چند منظوره هواپیمای میگ29 است كه ساختمان آن از آلیاژ مقاوم و سبك الومینیوم_لیتیوم ساخته شده و سیستم كنترل پرواز مكانیكی را جایگزین سیستم كنترل fly-by-wire كرده اند . در آن از موتورهای RD-33K با قدرت تراست بیشتر استفاده شده و رادار ژوك (N010 Zhuk) با امكان شناسایی عوارض زمین را برای این مدل در نظر گرفته اند . در زیر هر بال 4 جایگاه( در مجموع 8 جایگاه) برای تسلیحات آماده شده است كه در صورت استفاده از فضای میان دو موتور این مقدار باز هم بیشتر خواهد شد . كاكپیت نیز بهینه سازی شده و دو صفحه نمایشگر جدید به آن افزوده شده است و این هواپیما كاملا قادر به استفاده از موشک آر77(AA-12 Adder) است.

MiG-29UBM :

 

نمونه دو نفره آموزشی چند منظوره كه هرگز تولید نشد .

 

میگ29 اس ام تی MiG-29SMT : 

Image

این نمونه در حقیقت همان نمونه بهینه سازی میگ29 اس است كه در آن قطعات قدیمی هواپیما با قطعات نرم افزاری و سخت پیشرفته تر میگ 29 ام یا همان میگ33 جایگزین شده اند . با افزودن به حجم مخازن داخلی این هواپیما بدون استفاده از مخازن خارجی تا برد 2100 كیلومتر و شعاع 1050 كیلومتر میتواند ماموریت انجام دهد . كابین این هواپیما با افزوده شده دو نمایشگر بزرگ مسطح كرستال مایع((LCDتمام رنگی و دو نمایشگر مسطح تك رنگ كوچك بهینه سازی شده و رادار بهینه سازی شده N019MP را برای این نمونه در نظر گرفته اند كه به برد و قابلیتهای هوا به زمین آن افزوده شده و این تغییرات با استفاده از موتورهای توربوفن كلیموف (RD-43 turbofans ) كامل میشود . در مجموع مقدار حمل سلاح در این مدل 500 KG افزوده شده و به عدد4500 KG رسیده است . این نمونه قادر نیز به مانند میگ29 ام(میگ33) دارای حداقل 8 جایگاه تسلیحات است و میتواند از تمامی تسلیحاتی كه در میگ29 ام استفاده میشود استفاده كند . كشور روسیه و یمن از استفاده كنندگان این نمونه از این نمونه از این هواپیما هستند .

 Image

میگ 29 كی MiG-29K-Fulcrum D اولین نمونه :

نمونه ساخته شده برای نیروی دریایی برای استفاده در ناو هواپیما بر است كه از تمامی امكانات نرم افزاری و سخت افزاری میگ29 ام (میگ33) استفاده میكند و از ساختار محكمتری برخوردار است و مجهز به ارابه فرود بروی عرشه ناوهواپیمابر و تجهیزات دیگر است و برای استفاده در ناوهای هواپیمابر كلاس دریاسالار كوزنتسف طراحی شد ولی این طرح لغو شد .


میگ 29 كی
MiG-29K -Fulcrum D دومین نمونه :

این نمونه برای نیروی دریایی هند ساخته و سفارشی سازی شده و به حجم مخازن داخلی افزوده اند و برای دماغه این هواپیما از پوشش لاستیكی استفاده میشود و از سیستم پرواز جدید(fly-by-wire) بجای سیستمهای آنالوگ قدیمی استفاده شده است و مابقی مشخصات این هواپیما به مانند هواپیمای میگ29 ام و اس ام است .

میگ29 یو بی تی
MiG-29UBT :

این مدل نمونه بهینه سازی هواپیمای میگ29 یو بی( آموزشی/نظامی) است كه در بروی آن تغییراتی را كه بروی میگ 29 بی(MiG-29B) انجام داده اند و هواپیمای میگ29 بی را به میگ29 اس ام تی (MiG-29 SMT)تبدیل كرده اند این تغییرات را هواپیمای میگ 29 یو بی انجام داده اند و به نمونه میگ29 یو بی تی (MiG-29UBT)تبدیل كرده اند . این طرح لغو شده .


میگ29 ام2
MiG-29M2 :

نمونه چند منظوره و دو نفره كه در آن از ساختار وسایل مورد استفاده در هواپیمای میگ29 ام استفاده شد و تنها تفاوت آن استفاده از یك LCD بزرگ و استفاده از سیستم پرواز دیجیتال است و نمونه تك نفره میگ 29ام 2 (Mig-29 M2) هم میگ29 ام1 (Mig-29 M1) هست كه با مقداری تفاوت با نام میگ29 كی(Mig-29 K) یا همان نمونه دریایی میگ29 شناخته میشود .


میگ29 او وی تی یا همان میگ35
MiG-29OVT/MiG-35-Fulcrum F :

آخرین نمونه ساخته شده از میگ 29 است كه از تمام نمونه های قبلی پیشرفته تر است و مجهز به سیستم تغییر بردار رانش هست كه برای كنترل آن از سیستم fly-by-wire استفاده میشود . این نمونه از بدنه هواپیمای میگ29 ام 1 استفاده میكند و از آیونیك خیلی پیشرفته ای برخوردار است و از امكانات خوب دفاعی و سیستمهای خوكار برای تهاجم استفاده میكند و از HOTAS هم استفاده میكند و به دلیل استفاده از سیستم CGI میتواند مستقلانه به انجام ماموریت اقدام كند . این نمونه از هواپیمای میگ29 خیلی چالاك است و شعاع عملیاتی آن بدون مخازن خارجی1100 كیلومتر است (برد عملیاتی 2200 كیلومتر) و در این نمونه امكان استفاده از 3 مخزن خارجی وجود دارد كه در صورت استفاده از این 3 مخزن خارجی برد عملیاتی این هواپیما بیشتر خواهد شد . قادر به استفاده از اكثر موشكهای هوا به هوا و هوا به زمین مختلف و بمبهای و موشكهای هدایت شونده با تلویزیون و لیزر است و مجهز به هشت جایگاه اسلحه است . روسیه سعی در صادرات این هواپیما به خارج دارد و خاورمیانه از مهمترین مشتریان این هواپیما است روسیه در حال مذاكره برای فروش این هواپیما به كشورهای سوریه / لیبی/ایران/الجزایر/سودان/هند/مالزی/برزیل/پرو و چند كشور دیگر است .

 

مشخصات فنی:

نوع كاربری: جنگنده چند منظوره

شركت سازنده: میكویان - گروویچ

تعداد خدمه: 1 نفر

موتور:2  عدد كلیموف مدل RD-33 توربوفن ودارای پس سوز باتراستی برابر 18298 پوند در هركدام

ابعاد: 17.37 متر طول، 11.4 متر عرض، 4.7 متر ارتفاع

مساحت بال: 38 متر مربع

وزن خالی: 10.9 تن

حداكثروزن: در فالكروم ای 18.5 تن

حداكثر سرعت: 2.3 ماخ

حداكثر ارتفاع پروازی: 56000 پا

حداكثر برد: 1500 كیلومتر

تسلیحات:

 

Image

 






میگ یو بی ام


 
میگ29 ام یا همان میگ33



میگ29 اس ام



میگ29 اس



میگ29 اس



F-80,F-84,F-86

دوشنبه 22 مرداد 1386 , توسط امید harier
 

بعضی از هواپیما ها هستن كه یا خیلی معروف نیستند یا اینكه به علت قدیمی بودن اطلاعات درست حسابی از ان در درسترس نیست

من  امروز تصمیم گرفتم به معرفی اجمالی چند جنگنده قدیمی با نام های F-80,F-84,F-86 بپردازم. هر چند این هواپیما ها خیلی سال است كه از رده خارج شده است ولی دانستن مشخصات اولیه ان بد نیست.

امید وارم كه بهره لازم را ببرید و مورد توجه شما قرار گیرد.

با تشكر نیك نظر

 

 

F-80 Shooting Star

 

نوع كاربری: جنگنده- بمب افكن

كارخانه سازنده: لاكهید مارتین

تعداد خدمه: 1نفر

آخرین قیمت: 93450 دلار

قوای محركه: یك عدد الیسون J-33 با 5400 پوند تراست

طول:  10.35 متر

عرض: 11.65 متر

ارتفاع: 3.4 متر

وزن خالی: 3586 كیلو گرم

ماكزیمم وزن: 7635 كیلو گرم

سرعت: 933 كیلو متر بر ساعت

ارتفاع پروازی: 46800 پا

برد: 1700 كیلو متر

تسلیحات: 6 مسلسل 50 میلیمتری و 8 راكت 5 اینچی یا 2000 پوند بمب

توضیحات: اولین هواپیمای امریكایی گذرنده از 800 كیلومتر بر ساعت

 

F-84 Thunder jet

 

نوع كاربری: جنگنده

كارخانه سازنده: ریپابلیك

تعداد خدمه: 1نفر

آخرین قیمت: 212000 دلار

قوای محركه: یك عدد الیسون J-35 با 4900 پوند تراست

طول:  11.55 متر

عرض: 10.92 متر

ارتفاع: 3.77 متر

وزن عادی: 6900 كیلو گرم

ماكزیمم وزن: 10172 كیلو گرم

سرعت: 997 كیلو متر بر ساعت

ارتفاع پروازی: 43240 پا

برد: 2400 كیلو متر

تسلیحات: 6 مسلسل 50 میلیمتری و 8 راكت 5 اینچی یا 2000 پوند بمب یا بمب های ناپالم

توضیحات: اولین هواپیمای جت امریكایی دارای قابلیت حمل بمب اتمی

 

F-86 Saber

 

نوع كاربری: جنگنده

كارخانه سازنده: نورث امریكن

تعداد خدمه: 1نفر

آخرین قیمت: 178000 دلار

قوای محركه: یك عدد جنرال الكتریك تور بوجت J-47 با 5200 پوند تراست

طول:  11.25 متر

عرض: 11.12 متر

ارتفاع: 4.4 متر

ماكزیمم وزن: 6214 كیلو گرم

سرعت: 1110 كیلو متر بر ساعت

ارتفاع پروازی: 49000 پا

برد: 2000 كیلو متر

تسلیحات: 6 مسلسل 50 میلیمتری و 8 راكت 5 اینچی یا 2000 پوند بمب

 





اف-۱۶

دوشنبه 22 مرداد 1386 , توسط امید harier

F-16 Fighting Falcon

آشنایی با شاهین شكاری F-16


پیدایش هواپیمای موفق شكاری - رهگیر معروف F-16، واكنشی بود به نقائص و مشكلات بروز كرده در جنگنده‏های شركت كننده در جنگ ویتنام.

به دنبال موفقیت هواپیمای كوچك، چابك و بسیار مانورپذیر F-86 Saber در جریان جنگ كره، جنگنده‏های ساخت ایالات متحده به شكلی تغییر یافتند تا دارای حداكثر سرعت، ارتفاع، قدرت رادار، مانورپذیری، دید خلبان و سایر مواردی باشند كه مورد نیاز نبردهای «فاصلهء نزدیك» است. این تمایلات ویژه، در ساخت جنگندهء F-4 فانتوم توسط كارخانهء معظم مك‏دانل‏داگلاس به حد اعلا رعایت شد، به طوری كه موفقیت در طراحی بی‏نقص و بی‏نظیر آن، این جنگنده را، هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی در طول جنگ ویتنام به خدمت گرفتند.


F-86 Saber


F-4 در اصل به منظور رهگیری و شكار هواپیماهای جنگی دشمن و ایجاد دفاع هوایی ساخته شد، ماموریتی كه در آن زمان از عهدهء هیچ جنگنده‏ای بر نمی‏آمد، زیرا تا آن زمان، ناوگان هوایی ایالات متحده، هیچگاه مورد تحدید جدی حملات هوایی جنگنده‎‏های دشمن واقع نشده بود. اما با وجود F-4 این امر (دفاع هوایی) امكان‏پذیر می‏شد جنگندهء F-4 بدین منظور طراحی شده بود تا از ناوگان هوایی، محافظت به عمل آورده و با واكنشی سریع، ارتفاع پروازی خود را افزایش دهد، سریعن به سرعتهای مافوق‏صوت دست یابد و به وسیلهء موشكهای هدایت شونده توسط رادارش، جنگنده‏های مهاجم را در فواصل بسیار دور، ساقط نماید.

اما F-4 در جریان جنگ ویتنام به عنوان یك هواپیمای تهاجمی به كار رفت نه یك شكاری. F-4 به هیچ وجه برای نقشی كه برایش در نظر گرفته شده بود، مناسب نبود. اما در مقابل، خلبانان بسیار كم‏تجربهء ویتنام شمالی با جنگنده‏های كوچك و بسیار مانورپذیر میگ21 پرواز می‏كردند و گاهن آمار شكار جنگنده در نبردهای هوایی 2 به 1 به نفع آنها شده بود، در حالی كه این آمار در جنگ كره 13 به 1 (به نفع آمریكا) بود.

با طولانی شدن جنگ ویتنام و سخت‏تر شدن نبرد، این موضوعات در مورد نقائص F-4 عمومن پذیرفته شده بود:

1- بزرگی: خلبانان F-4 اغلب می‏توانستند هنگام نبرد، یكدیگر را در فواصل دور پیدا كنند ولی آنها نمی‏توانستند جنگنده‏های كوچكتر میگ21 را ببینند در حالی كه خلبانان میگ21 آنها را به راحتی مشاهده می‏كردند.

2- دید ضعیف خلبان: به منظور كاهش اصطكاك هوا (پسا) در سرعتهای بالا، F-4 و تمام جنگنده‏هایی كه قبل از F-14 ساخته شده بودند، دارای كاناپی حبابی شكل نبودند. (كاناپی = شیشه بالای سر خلبان) كاناپی F-4 به نحوی طراحی شده بود كه خلبان تنها می‏توانست مقابلش را ببیند و دید پائین و اطرافش بسیار ضعیف بود و دید عقب اصلن وجود نداشت.

3- مانورپذیری ضعیف: F-4 به هنگام گردش سریع به اطراف، متحمل فشار ثقلی معادل 7g می‏شد، این میزان تحمل g در زمان خودش قابل قبول بود ولی این گردش سریع، باعث از دست رفتن انرژی حركتی هواپیما می‎شد. (كاهش شدید ارتفاع یا سرعت)

4- كارایی موقت: توانایی بسیار ضعیف F-4 در تغییر سریع جهت حركت (مانور) مخصوصن این كه چرخش سریع به اطراف، باعث ایجاد فشار g بالا می‏شد.

5- قیمت: جنگندهء بزرگ F-4 از نظر هزینه‏های تعمیر و نگهداری، بسیار گران‏قیمت محسوب می‎شد. این به معنای آن بود با اختصاص بودجهء برابر، تعداد بسیار بیشتری میگ21 قابل خریداری بود.

6- نداشتن مسلسل: F-4 جنگنده‏ای بود كه (انواع اولیهء آن) فاقد مسلسل بودند. بنابراین این جنگنده قادر نبود در نبردهای بسیار نزدیك هوایی شركت نماید. (تنها در مدل F-4E مسلسل نصب شده است)

7- مداومت عملیاتی: برد عبوری F-4 قابل قبول بود، اما هنگام درگیر شدن در انجام مانورهای سخت، سوخت زیادی از دست می‏داد و این مشكل مهمی بود.


یک فروند F-4D بر فراز ویتنام جنوبی در حال انجام گشت هوایی


اما این انبوه عظیم از مشكلات به وسیلهء قابلیت یك نبرد هوایی خاص، تا حدی توجیه‏پذیر می‎شدند و آن هم این بود كه در نبردهای هوایی ماورای دید (BVR) جنگندهء F-4، از موشكهای دوربرد هدایت شوندهء راداری خود سود می‏جست؛ اما این عقیده نیز در جنگ ویتنام به دو دلیل مردود شد:

* اول اینكه رادار نمی‏توانست به درستی هواپیماهای دشمن را (از خودی) شناسایی و ردیابی كند. عملیات انجام شده در این حالت، این خطرپذیری را داشت كه یك هواپیمای خودی هدف قرار بگیرد. بنابراین خلبانان برای احتراز از شلیك اشتباهی، به هدف نزدیك می‏شدند تا قبل از شلیك، آن را با چشم شناسایی كنند. این امر، تئوری موشكهای دوربرد هدایت شوند توسط رادار را مورد تردید قرار می‏داد.

* دوم اینكه قابلیت موشكهای هدایت راداری اسپارو (Sparrow) در جنگ ویتنام بسیار ضعیف بود و تنها در 10% از شلیكها، موفق عمل می‏كردند.

ناخرسندی مقامات عالیرتبهء پنتاگون از این نقائص، آنها را به سمت طراحی جنگندهء F-15A Eagle برای نیروی هوایی و F-14A Tomcat برای نیروی دریایی كشاند. تا این مقال، تنها در مورد برنامه‏های نیروی هوایی (برای تولید جنگنده) بحث كردیم.


F-15A


جنگندهء F-15 دارای دید عالی برای خلبان بود. یعنی خلبان می‏توانست 360 درجه اطرافش را به راحتی ببیند. این جنگنده دارای قابلیت مانورپذیری عالی در سرعتهای بالا بود و یك مسلسل 20 میلی متری نیز روی آن نصب شده بود. ضمنن برای جبران مشكل گردش هواپیمای F-4، این جنگنده می‏توانست بسیار سریع‏تر و در ارتفاعی بالاتر از آنچه F-4 قادر به آن بود، انجام وظیفه نماید و به طور بی‏نظیری دارای نرخ اوج‏گیری و شتاب‏گیری بالا بود. این جنگنده همچنین مجهز به رادار بسیار قدرتمندی شده بود كه دارای قابلیت دیدپائین - شلیك پائین بود. (یعنی جنگنده‏هایی را كه در ارتفاع پائین‏تر پرواز می‏كردند با رادارش شناسایی می‏كرد و بازتابش امواج، با امواج ارسالی از سطح زمین مخلوط نشده و هواپیمای دشمن قابل شناسایی شدن می‏گشت) ضمنن از موشك اسپارو به عنوان سلاح اصلی، سود می‏جست.

با این حال، گروهی گمنام كه از آنها به عنوان مافیای صنعت هواپیماهای جنگی نام می‏بریم، جنگندهء F-15 را به سمتی اشتباه سوق دادند. در این مقاله از مافیای صنعت هواپیماهای جنگی به اشخاصی مانند: پیر اسپری (Pierre Sprey) به عنوان تحلیل‏گر سیستم‏ها، چارلز ئی می‏یرز (Charles E. Meyers) به عنوان سرخلبان آزمایشگر و جان بوید (John Boyd) به عنوان خلبان افسانه‏ای جنگنده، نام برده شده است.

F-15 ای كه مد نظر مافیا بود، بسیار بزرگتر و گران‏قیمت‏‎تر از F-4 تمام می‏شد. مافیا، پولهای بسیاری را خرج افزایش سرعت F-15 به 2.5 ماخ و ارتفاع به 65000 فوت، خرج كرد و یك پرتابگر موشكی ناكارآمد را برای عملیات BVR (ماورای دید) حفظ نمود زیرا به وسیلهء این پرتابگر، با افزایش سرعت F-15 یا انجام مانورهای سنگین، موشكهای اسپارو نمی‏توانستند به درستی عمل نمایند، زیرا این پرتابگر، حداكثر در سرعت 1.6 ماخ و فشار ثقل 6g قابلیت پرتاب اسپارو را داشت؛ ضمن اینكه در چنان سرعتی، خلبان به درستی نمی‏توانست با دشمن درگیر شود و شعاع گردش هواپیما (در آن سرعت) آن قدر افزایش می‏یافت كه خلبان نمی‏توانست هواپیمای دشمن را در سایت نشانه‏روی خود حفظ كند.


F-15A در کنار F-16A


چیزی كه مورد نیاز نیروی هوایی بود، اما مافیا نمی‏‎پسندید، هواپیمایی بود مانند جنگندهء موفق جنگ جهانی دوم P-51 (موسوم به Mustang) یا هواپیمای موفق جنگ كره یعنی F-86 (موسوم به Saber): كه همگی دارای جثهء كوچك بوده و با داشتن قیمت مناسب، می‏توانستند به تعداد زیاد، خریداری شوند. البته باید به این نكته نیز توجه داشت كه جنگندهء F-104 در این مقال نمی‏گنجید، زیرا دارای نرخ اوج‎گیری و شتاب بسیار عالی اما دارای بالهایی كوچك بود كه باعث می‏شد این جنگنده دارای برد پروازی كم و قابلیت مانورپذیری بسیار محدود باشد.


P-51 Mustang


جنگندهء جدید می‏بایست انقلابی در زمینهء مانورپذیری به وجود آورد، مداومت پروازی داشته باشد، شتاب‏گیری‏اش سریع باشد و بتواند در سرعتهای زیرصوت و حدودسرعت صوت، ضمن اوج‏گیری، به نبرد هوایی با جنگنده‎‏های دشمن بپردازد. این جنگنده می‏بایست دارای مسلسل بوده و اولین سلاح‏اش، موشك حرارت‏یاب سایدوایندر (Sidewinder) باشد كه پیشتر، قابلیتهای خوب آن در جنگ ویتنام به اثبات رسیده بود. در حالی كه برد موثر سایدوایندر به 3 مایل محدود بود، مافیا اصرار داشت كه شكار هواپیماهای دشمن، باید در هر حالتی، در مسافتی بسیار دور قابل، انجام باشد. برخی از اعضای مافیا بر این نكته اشاره كردند كه جنگنده‏های كوچك اصلن راداری نخواهند داشت و اگر داشته باشند دارای برد و دید محدودی خواهد بود. (یعنی تولید جنگنده‏های كوچك، مدنظر مافیا نبوده است) البته، مقامات نیروی هوایی نیز، خواهان جنگنده‎ای كوچك و بدون رادار نبودند. برآوردن خواسته‏های نیروی هوایی نیز از F-15 مورد انتظار بود كه این نیز، برنامهء مورد اولویت نیروی هوایی ایالات متحده بود.



طرح مناقصهء جنگندهء سبک وزن (LWF)

اما مافیای جنگنده، سود سرشاری از نتایج جلسات كنگره و جلسات سری وزارت دفاع حاصل كرد. به سال 1971، نمایندهء ارشد وزارت دفاع – دیوید پاكارد – برای حاصل شدن نیازها (مورد توجه مافیا)، برنامهء جدیدی برای مناقصهء تولید یك جنگندهء سبك‎وزن (LWF) را اعلام كرد.
LWF مخفف Lightweight Fighter

جنگندهء LWF می‏بایست وزنی حداكثر 20000 پاوندی داشته باشد (نصف وزن F-15)، قیمتی به غایت كم، جثه‏ای كوچك و دارای قابلیتهای عالی پروازی در سرعتهای بالای 1.6 ماخ و ارتفاع 40000 فوت باشد؛ در نهایت دو طرح برای رقابت، انتخاب شدند.
صنایع هوافضای ایالات متحده به درستی دریافته بودند كه صرفنظر از مخالفت نیروی هوایی، گونه‏های محتلف LWF، توان بالقوه‏ای برای سودآوری در فروش به مشتریان خارجی خواهند داشت؛ به ویژه برای جایگزینی جنگندهء مشكل‏ساز F-104 در بین متحدین خارجی ایالات متحده.


F-104


بوئینگ، جنرال‏‏داینامیكز، لاكهید مارتینز و راكول هركدام، طرح اولیهء یك جنگندهء تك موتوره را ارائه كردند. ولی طرح نورثروپ یك جنگندهء دو موتوره بود كه در حقیقت، پول پرداخت شدهء نیروی هوایی را، صرف طراحی یك مدل پیشرفته و توسعه یافته از جنگندهء صادراتی F-5 كرده بود. طرحهای ارائه شده از طرف بوئینگ و جنرال‏داینامیكز، از ابتدا سرآمد بقیه بودند و طرح نورثروپ نیز ضعیف‏ترین آنها بود.
اما در میانهء راه مناقصهء طرح، برخی مشتریان خارجی، تمایل خود را برای خرید یك جنگندهء جدید تك‏موتوره اعلام كردند، به ویژه آنكه طرح قبلی جنگندهء تك موتورهء مافوق‏صوت، یعنی F-104، مشكلات فراوانی را در امر ایمنی پرواز به وجود آورده بود و برخی مشتریان، مایل به تكرار این گونه مشكلات در طرح جدید نبودند.

نیروی هوایی تصمیم گرفت یكی از دو طرح را كه یكی از آنها دو موتوره بود، انتخاب كند كه البته طرح دو موتورهء شركت نورثروپ یكی از برندگان احتمالی بود كه به علت برخی نقائص، احتمال كمی برای برنده شدن داشت.
هنگامی كه طرح جنرال‏داینامیكز به علت شایستگی نسبت به سایر طرحها، انتخاب شد، این امر باعث رنجش شدید شركت بوئینگ شد زیرا طرح مورد مناقصه، در میانه‎های راه، توسط نیروی هوایی دچار تغییراتی شده بود. اعتراض رسمی بوئینگ نیز، در دادگاه نتیجه‏ای دربرنداشت.

از دو طرحی كه توانستند ادامه حیات دهند، یكی طرح YF-16 متعلق به جنرال‏‎داینامیكز بود و دیگری طرح YF-17 متعلق به نورثروپ. YF-17 دارای طرح و شكلی متعارف بود كه كمی از F-5 بزرگتر بود؛ در حالی كه YF-16 طرح نو و ابتكاری بود كه تكنولوژی‏های جدید بسیاری را به هم آمیخته بود و در برخی موارد از جنگندهء گران‏‏‎قیمت F-15 برتر بود.


YF-17 Cobra




خصوصیات ویژهء YF-16 عبارت بودند از:

1- سیستم پرواز با سیم (FLY BY WIRE)
از ابتدا، YF-16 برای كنترل پرواز، هیچ ارتباط مستقیمی بین خلبان و سطوح كنترلی نداشت. به جای آن، اهرم و سكان كنترل هواپیما به یك كامپیوتر چهارگانهء تشخیص‏دهندهء خطا متصل شده بودند كه سكانهای افقی، عمودی و شهپرها را حركت می‏دادند. این امر، مزایای فراوانی نسبت به سیستم كنترلی معمولی داشت: عكس‏العمل سریع‏تر، تصحیح حركت سطوح كنترلی بر اساس وزش باد یا توده هوای گرم بدون نیاز به واكنش خلبان. این سیستم می‏توانست برای مشكلات آئرودینامیكی هواپیما برنامه‏ریزی شود و یك پرواز مطلوب را فراهم آورد. از همه مهمتر، بالا رفتن ایمنی پرواز در حالات پرواز بی‏ثبات است.

2- ثبات منفی (NEGATIVE STABILITY)
تمام هواپیماهایی كه تا آن موقع طراحی شده بودند، دارای ثبات آئرودینامیكی بودند. بدین معنی كه مركز ثقل وارده، برابر برآیند نیروی كشش واردهء وزن و مركز فشار (پسا یا اصطكاك) قرار داشت. (نیروی كشش = نیروی وزن + اصطكاك)

a) به منظور توضیح تفاوت طراحی پایدار و ناپایدار، یك مقوای كاغذی را در نظر بگیرید. آن از لبه‏هایش گرفته و روی هوا به سرعت حركتش دهید. آن مقوا به پشت دستهای شما برمی‏گردد در حالی كه كاملن استوار است. این نمونه‏ای از یك طراحی پایدار است. حال از لبه‏های مقوا گرفته و آن را به سمت جلو روی هوا هل دهید. این مقوا روی هوا به سرعت عقب و جلو می‏رود و غیرقابل كنترل می‏‎شود. این هم نمونه‏ای از طرح ناپایدار است.

a) قسمت داخل یك طرح پایدار آئرودینامیكی كه در هواپیماها قسمت دماغه می‏باشد، سنگین است و تمایل به به پائین دارد. بنابراین سكان‏های افقی باید به سمت پائین كج شوند تا هواپیما مماس بر سطح افق قرار گیرد. علاوه بر اینكه سعی می‏شود نوك هواپیما مماس بر افق قرار گیرد، سكان‏های افقی، نیروی پسای منفی را نیز متحمل می‏شوند تا هواپیما را در وضعیت صحیح حفظ نمایند. برای كاهش این پسای منفی ایجاد شده، بالها باید طوری طراحی شوند كه به قدری كافی بزرگ بوده و بتوانند نیروی كشش مثبتی ایجاد كنند، اما این امر باعث افزایش وزن و اصطكاك شده و در نتیجه قابلیت پروازی هواپیما، كاهش می‎یابد. برای تغییر این وضعیت كه مستلزم ایجاد تغییرات جهتی سنگین در سطوح كنترلی هواپیماست، تاثیر «طرح منفی» نقش عمده‏ای را بازی می‏كند و به مانند مالیدن كره بر روی نان در نبردهای هوایی می‏باشد.

c) بدین طریق، YF-16 اولین جنگندهء دارای طراحی ناپایدار آئرودینامیكی در جهان شد، با مركز ثقلی كه پشت قسمت وسط هواپیما قرار داشت و بدین طریق، نوك هواپیما، تمایل داشت به سمت بالا قرار گیرد. بنابراین برای پرواز در سطح افق، می‏بایست سكان افقی، دم هواپیما را هنگام پرواز بالا ببرد، به همین جهت، كل هواپیما به سمت بالا رفتن متمایل می‎شد. در این حالت سطوح كنترلی بالا برندهء هواپیما به جای تقابل با بالها، در جهت آنها كار می‏كنند، مساحت بالها، وزن و پسا كاهش می‏یابد. سطوح كنترلی هواپیما نیز به طور ثابت یا به پائین متمایل هستند یا بالا. این گرایش به سمت بالا یا پائین نیز تمامن به وسیله سیستم كامپیوتری «پرواز با سیم» بدست آمده و تصحیح می‏شود نه به وسیلهء خلبان. اگر این سیستم كنترلی بدست خلبان هدایت می‏شد و خطایی بروز می‏كرد، هواپیما فورن از هم متلاشی می‏شد در حالی كه این امر، هرگز (در سیستم كامپیوتری پرواز با سیم) اتفاق نمی‏افتد.


3- تحمل فشار ثقل بالا (HIGH G LOADS)
تا پیش از این، جنگنده‏هایی كه طراحی شده بودند، حداكثر تا فشار ثقل هفت برابر (7G) را تحمل می‏كردند زیرا تا آن موقع، عقیده بر این بود كه خلبان، یك سقف معین برای تحمل فشار ثقل دارد كه هرگز از این مقدار (7G) بیشتر نمی‏شود. YF-16 جنگنده‏ای بود كه می‏توانست به جای 13 درجهء معمول، تا 30 درجه،‏ زاویهء حملهء مداوم داشته باشد و این به معنای افزایش توان خلبان در تحمل شتاب ثقل 9 برابر (9G) بود. به علاوه اهرم كنترل اصلی هواپیما، به جای وسط كابین، در سمت راست نهاده شده بود و دستهء صندلی برای راحتی خلبان تعبیه شده بود تا خلبان راحت‏تر بتواند كشش 9 برابر را تاب بیاورد.


4- دید خلبان (PILOT VISION)
دید عالی دایره‏وار و بی‏سابقه‏ای برای خلبان فراهم آورده شده و كاناپی در قسمت جلو، بدون خم‏شدگی طراحی شده بود.


5- محدودیت رشد (GROWTH PREVENTION)
نوع طراحی بدنه (در YF-16) یك ویژگی باارزش محسوب می‏شد. به طور متوسط، با افزودن امكانات جدید، به ازای هر روز، یك پاوند به وزن هواپیما افزون می‏شود، قیمت تمام شده افزایش و قابلیتهای پروازی كاهش می‏یابد. به عنوان مثال در جنگندهء F-15 حجمی برابر 15 فوت مكعب جهت افزودن ملزومات اضافی در نظر گرفته شده است. اما در طراحی YF-16 با یك دید افراطی و به طور عمدی، فضای خالی بسیار اندكی، معادل تنها 2 فوت مكعب، (به طور واضح جهت پیشگیری از رشد) در نظر گرفته شده است.
در یادداشت محرمانهء یك عضو «خانهء كمیتهء خدمات نظامی» به دبیرخانهء نیروی هوایی، با تاكید ذكر شده است كه تغییری در میزان فضای خالی طرح F-16 ایجاد نشود و از تغییر در جهت افزایش فضای خالی عبارت «شمش حلبی با روكش طلا» نام برده است.
خانهء كمیتهء خدمات نظامی = House Armed Services Committee
شمش حلبی با روكش طلا = gold-plated junk


6- شعاع عملیات رزمی و مداومت پروازی (COMBAT RADIUS AND PERSISTENCE)
جنرال‏داینامیكس برای YF-16 یك موتور توربوفن در نظر گرفت كه در اصل همان موتوری بود كه پیشتر به صورت دوتایی در F-15 به كار گرفته شده بود. به كارگیری یك موتور، از وزن كلی و اصطكاك هوا (پسا) می‏كاست. استفاده از موتور توربوفن به جای موتور جت معمولی (توربوجت)، به طور زیادی، باعث كاسته شدن مصرف سوخت می‏گشت. به علاوه، طراحان YF-16 از یك بدنهء آئرودینامیكی از نوع Blended (شكل آئرودینامیكی كه در آن، اجزاء اصلی بدون هیچ خط یا حد و مرز مشخصی به یكدیگر متصل می‏شوند) استفاده كرده بودند كه بال به تدریج به سمت ریشه، ضخیم‏تر می‎شد و با بدنه درهم می‏آمیخت و نقطهء اتصال با چشم قابل مشاهده نمی‏شد. فضایی كه بدین طریق (كلفت شدن تدریجی بالها به سمت ریشه) ایجاد می‎‏شد با سوخت پر می‏گشت. بدین طریق با ذخیرهء درصد قابل ملاحظه‏ای از سوخت مورد نیاز در بالها و موتور كم‏مصرف، YF-16 قادر می‎شد تصورهای قبلی را مبنی بر كوتاه‏برد بودن هواپیماهای كوچك، باطل كند.


7- یكپارچگی رادار (RADAR INTEGRATION)
از آنجا كه YF-16 به هیچ نوع موشك هدایت شوندهء راداری مجهز نشده بود، تنها می‏توانست در نبردهای نزدیك هوایی (قابل رویت) شركت كند. علاوه بر این، حجم و فضای كمی كه می‏توانست رادار را در بر بگیرد، مانع نصب رادار پرقدرت می‏‎شد و از این رو، برد رادار محدود بود. با این حال، رادار كوچك جدیدی با تكنولوژی پیشرفته ابداع شده بود كه قدرت عالی در دید پائین (look-down) داشت. از آن مهم‏تر، رادار جهت نبردهای نزدیك بصری (visual) سازمان‏دهی شده بود. در این رادار، تصویری از هواپیمای هدف بر روی صفحه شیشه‏ای نمایشگر سربالا (مقابل خلبان) نمایانده می‎شود، سپس خلبان با نگاه به هدف، آن قدر به آن نزدیك می‎شود تا هدف را با چشم بتواند ببیند.


YF-16



YF-16 و YF-17
در مقام قیاس بین هواپیمای YF-17 ساخت نورثروپ كه اندكی از YF-16 بزرگتر و دارای دو موتور توربوجت كوچكتر بود، باید گفت با آنكه از نظر قیمت، YF-17 ارزان‏تر بود، ولی برد و مداومت پروازی كمی داشت. در YF-17 از مشكل اصلی موتورهای توربوفن به كار گرفته شده در YF-16 پرهیز شده بود و آن نیروی اولیه‏ای بود كه برای به حركت درآوردن توربین‏های بزرگ استفاده شده در موتور توربوفن از حالت ایستا به حالت ایجاد حداكثر قدرت نیاز بود كه گاهن تا شش ثانیه هم به طول می‏انجامید. با كمی اغماض، در واقع پروژهء YF-17 بهتر از آنی پیشرفت كرده بود كه مورد انتظار بود و این هواپیما را در موقعیت بهتری از قبل، قرار می‎داد. نورثروپ اینطور استدلال می‏‎كرد كه یك طرح دو موتوره، ایمنی بیشتری به همراه می‏‎آورد و برای اثبات مدعایش، تجارب خود را با جنگندهء دو موتورهء F-5 مثال می‎زد.

نیروی هوایی نمی‏توانست جوابی متقاعد كننده برای این پرسش بیابد كه در یك نبرد واقعی، هواپیمای یك موتوره مناسب است یا دو موتوره و آیا احتمال بروز نقص فنی در نوع دو موتوره دو برابر یك موتوره است یا خیر. از نظر نیروی هوایی، کارایی بالاتر، به معنای قابلیت مانور بهتر، برد پروازی بیشتر و قیمت کمتر بود، که آن روزها YF-16 واجد تمامی این شرائط می‏شد و بدین ترتیب به سال 1976، هواپیمای F-16 به جای F-17انتخاب شد.

نیروی هوایی برای در اختیار گرفتن «جنگندء سبك‏وزن» در شرائط نامساعدی قرار گرفته بود زیرا جنگندهء برتری هوایی F-15 در مانورپذیری و دورپرواز بودن، دارای برتری خاصی بود. F-15، یك جنگندهء به تمام معنای مخصوص نبرد در همهء جای دنیا بود كه متوسط سرعتش حدود 1.2 ماخ یا بیشتر بود، اما F-16 یك برگ برنده را در مقابل F-15 حفظ كرده بود؛ برخی از این مشكلات كه باعث برتری طرح F-16 می‎شدند، نقش این هواپیما به عنوان یك «جنگندهء نوسانی» بود كه قادر بود هم ماموریتهای «هوا به هوا» و هم «هوا به زمین» را انجام دهد، در حالی كه F-15 یك جنگندهء اشرافی مخصوص نبردهای هوایی بود.
جنگندهء سبك‏‎وزن = Lightweight Fighter
جنگندهء نوسانی = Swing Fighter

مهمترین مسئلهء باارزش برای F-16 آن بود كه توسط یك شركت گمنام طراحی و توسعه یافت؛ دانستن این موضوع كه هواپیمایشان هر لحظه ممكن است از پروسهء طراحی و تولید حذف شود، به طراحان جنرال‏داینامیكز الهام شده بود هر كاری كه از دستشان بر می‏آید در جهت اثبات توانایی طرحشان و عدم افزایش قیمت، انجام دهند. برای مثال در حالی كه 25% هواپیمای F-15 از فلز (گران‏قیمت) تیتانیوم ساخته شده بود، در F-16 استفاده از این فلز محدود به تنها 2% شده بود. یا در مثالی دیگر، ورودی هوای موتوری كه ثابت بود نسبت به نوع متغیر، باعث حفظ قیمت پائین هواپیما می‏شد؛ هرچند ورودی‏های هوای متغیر، باعث قابلیتهای پروازی بهتر در سرعتهای بالای 1.5 ماخ می‏توانستند بشوند.
F-16 در دست‏یابی به هر نوع استانداری، موفق بود. نیروی هوایی ایالات متحده، به سختی ولی با موفقیت توانست از قابلیتهای «عملیات زمینی» این جنگنده در جریان جنگ 1991 خلیج‏فارس و تمام عملیاتهای بعد از آن، بهره ببرد؛ ولی بزرگترین موفقیت در استفاده از این جنگنده، از آن نیروی هوایی اسرائیل است.
ضد عملیات زمینی = Air-to-Ground

با نگاهی مثبت به آنچه كه واقع شده، از گذشته تا به امروز (2006) و نقاط برتری، می‏بینیم كه چگونه طرح اولیهء مفهومی YF-16، زیبا و بی‏نقص بوده است:
طرح اولیهء مفهومی = Original Concept


1- سیستم پرواز با سیم (FLY BY WIRE)
سیستم پرواز با سیم، یك موفقیت روشن به شمار می‏رفت. امروز این سیستم در همهء جنگنده‏های بال‏ثابت و تمام هواپیماهای تجاری به كار گرفته می‎شود.

2- ثبات منفی (NEGATIVE STABILITY)
ثبات منفی یا به حداقل‏رسانی ثبات مثبت (انتقال مركز ثقل از مركز به پشت هواپیما)، بدون مشكل كار می‏كند – تاكنون هیچ جنگندهء F-16 ای به این دلیل در آسمان متلاشی نشده است – و استفاده از این سیستم روز به روز در حال افزایش است.

3- تحمل فشار ثقل بالا (HIGH G LOADS)
استاندار تحمل فشار ثقل 9 برابر (9G) كه به وسیلهء F-16 پایه‏‎گذاری شد، امروزه در طراحی تمام جنگنده‏ها مورد استفاده قرار می‏گیرد، هرچند برخی خلبانان به سختی، توانسته‏اند به مقادیر بیشتری نیز دست یابند.
خواص داشتن زاویهء 30 درجهء حمله، هنوز به روشنی محرز نگردیده است و بسیار از خلبانان اعتقاد دارند كه با افزایش یا كاهش زاویهء حمله، در هنگام انجام مانورهای سنگین، كنترل ساعت 6 (پشت هواپیما) بسیار دشوار می‎شود. بنابراین بسیاری از طرح‏های جدید در توسعهء صندلی و جایگاه خلبان، از چنین روشی الگو نمی‏گیرند.
به همین ترتیب محل دستهء كنترل هواپیما كه در سمت راست صندلی خلبان تعبیه شده است نیز به خوبی كار می‏كند و دقیقن انتظارات طراحان را برآورده ساخته است.
یك بحث طولانی وجود دارد در مورد اینكه آیا سیستم كنترل (پرواز با سیم) می‏تواند طوری برنامه‏ریزی شده باشد كه بتواند F-16 ای را از كنترل عادی خارج شده و فشار بیش از حد ثقل به آن وارد می‏شود تحت كنترل درآورده و شتاب وارده را به 9G محدود كند، یا اینكه فشارهای واردهء بیش از 9G در شرائط اضطراری مجاز هستند و به هواپیما و خلبان صدمه‏ای وارد نمی‏كنند.


Code One
سرخلبان ارشد آزمایشگر شركت جنرال‏‏داینامیكز به نام Phil Oestricher كه از وی در شركت با نام «سوپر خلبان» یاد می‎شد و پنجاه سال سن داشت، توانست طی پروازی آزمایشی با YF-16، شتاب 9G را به مدت 45 ثانیه تحمل كند. وی موضوعی را با نام Code One در نشریهء داخلی شركت جنرال‏داینامیكز منتشر كرد. وی در این مقاله به این نكته اشاره كرده است كه وارد شدن فشار بیش از 9G برای بدنهء هواپیما بسیار مضر است، مخصوصن اینكه كمتر خلبانی می‏تواند در حالت وارد شدن فشار بیش از 9G، به درستی عمل نماید.
كمی بعد، متاسفانه در یك حادثهء غم‏انگیز، این خلبان در حین انجام مانورهای سنگین و در حالی كه متحمل فشار بیش از 9G بود، به علت وارد شدن فشار بیش از حد، نتوانست اهرم كنترل را به بالا بكشد و هواپیمایش به زمین برخورد نمود و كشته شد.


Phil Oestricher جان خود را برسر F-16 گذارد


این خلبان باتجربه شاید توانسته باشد با فشاری معادل 10، 11 یا 12 برابر G دسته و پنجه نرم كند، ولی آیا این مسئله وی و هواپیمایش را نجات داد؟ آیا ایجاد فشار ثقل بالا، برای دیگران هم در آینده مشكل‏ساز نخواهد بود؟


4- دید خلبان (PILOT VISION)
خلبانان F-16، طرح كاناپی (شیشه بالای سر خلبان) را بسیار دوست دارند زیرا برای دیدن اطراف، نیازی به خم شدن ندارند. یك اشكال وارده این است كه جهت جلوگیری از دید مغشوش اطراف در كابین حبابی‏شكل، از تركیبات معمول ضخیم پلی‏كربنات برای قسمت مقابل كاناپی استفاده می‏شود و این به دلیل ایجاد مقاومت در هنگام برخورد پرندگان با شیشهء مقابل خلبان است و از تركیبات نازك‏تر پلی‏كربنات نمی‏توان برای طراحی كاناپی استفاده كرد.

از آنجا كه در طراحی كل كاناپی F-16 تمامن از تركیبات ضخیم پلی‏كربنات استفاده شده است، هنگام استفاده از صندلی‏پران (جهت مواقع اضطراری خروج خلبان از هواپیما) صندلی خلبان به تنهایی نمی‏تواند شیشهء كاناپی را خرد كرده و صندلی را به بیرون برساند. بدین جهت، در هنگام خروج اضطراری، به علت نیاز به خرد كردن كاناپی به وسیلهء خرج‏های انفجاری، زمان خروج اضطراری، اندكی افزایش می‏یابد. ولی اگر بخواهیم عادلانه قضاوت كنیم، باید اذعان كنیم كه طرح كلی كاناپی استفاده شده در F-16، بسیار موفقیت‏آمیز بوده است و استفاده از این طرح در F-22 نیز ادامه یافته است. اما از طرفی دیگر، در طرح «جنگندهء ضربتی مشترك» (F-35) نیازی به استفاده از دید 360 درجهء اطراف احساس نشده است و بنابراین از طرح كاناپی با خم‏شدگی بیشتر (به جای حبابی‏شكل) استفاده شده است.
جنگندهء ضربتی مشترك = Joint Strike Fighter موسوم به JSF

5- محدودیت در رشد (GROWTH PREVENTION)
مفهوم اولیهء یك جنگندهء كوچك، مخصوص عملیات در روز و هوا به هوا، قبل از ساخت اولین نمونه، از دست رفته تلقی می‏شد. دماغهء هواپیما آن قدر كشیده طراحی شده بود كه طول مدل یك نفره به اندازهء طول مدل دو نفره به نظر می‏رسید، ضمن اینكه قابلیت عملیاتهای «هوا به زمین» نیز بدان افزون گشته بود.
با پیشرفت برنامهء تولید، F-16 به طور فزاینده‏ای بزرگتر و سنگین‏تر شد و قادر شد توانایی‏های بیشتری داشته باشد: حمل و پرتاب موشكهای هدایت‏شوندهء راداری آمرام، پرتاب كننده‏‏های Chaff و Flare (گمراه‏كنندهء موشكهای ضدهوایی) و جایگاههای خارجی بسیاری برای حمل و پرتاب انواع تسلیحات.
با تمام این تفاصیل، وزن افزوده شده، بابت قابلیتهای اضافی هواپیما، هنوز در حدود نصف پاوند در روز باقی مانده بود و بنابراین نظرات اولیهء طراحان هواپیما، به هدر نرفته بود. (استاندارد افزایش قابلیتهای رزمی یك جنگنده با امكانات جدید و به روز، بر اساس افزایش یك پاوند در روز، از زمان به خدمت گرفته شدن جنگنده، درنظر گرفته می‎شود)

6- شعاع عمل رزمی و برد پروازی (COMBAT RADIUS AND PERSISTENCE)
F-16 با بدنهء آئرودینامیكی یك تكه (blended)، بسیار عالی عمل می‏كرد هر چند كه چنین طرحی در اغلب طرح‏های جدید، تقلید و به كار گرفته نشد.

7- رادار یكپارچه‏سازی شده (RADAR INTEGRATION)
یكپارچه‏سازی رادار با سیستم‏های بصری، بسیار موفقیت‏آمیز از كار درآمد و اكنون به استانداردی در طراحی جنگنده‏ها، تبدیل شده است.




نتیجهء پروژهء LWF
به تاریخ ژانویهء 1972، تیم برنامه‏ریز جنگندهء سبك‏وزن (LWF)، از كارخانجات هواپیماسازی آمریكا درخواست كرد هركدام طرح مورد نظر خود را ارائه دهند. كارخانجات شركت كننده در مناقصه، به تیم سازمان دهندهء پروژه اعلام كردند كه مشخصات مورد نیاز اعلام شده برای طرح LWF، این پروژه را به سمت ساخت یك جنگندهء برتری هوایی سبك سوق می‏دهد.
در نهایت طرح دو شركت نورثروپ و جنرال‏داینامیكز پذیرفته شد و از آنها خواسته شد كه هركدام طرح اولیه خود ساخته و ارائه دهند تا در نهایت، ارزیابی شود كه كدام طرح، مطابق الگوهای درخواستی در مناقصه، تولید شده است.
آنها از این دو شركت موكدن خواسته بودند كه در طرحشان، از تكنولوژی‏های به روز استفاده كنند. این دو شركت در تولید طرحشان از آزادی عمل كامل برخوردار بودند تا بتوانند دیدگاه مورد نظر خود را برای تولید جنگندهء برتری هوایی سبك‏وزن، دقیقن پیاده كنند و تنها در برخی موارد خاص، محدودیت داشتند.

نورثروپ جنگندهء دوموتورهء YF-17 را تولید كرد كه مطابق الگوهای آئرودینامیكی و به دو موتور پرقدرت آراسته شده بود. جنرال‏داینامیكز نیز در مقابل، جنگندهء YF-16 را تولید نمود كه از یك موتور توربوفن با نام F100 بهره می‏برد.

هنگامی كه پروژهء ساخت جنگ سبك‏وزن در اوایل سال 1975 تكمیل شد، هر دو طرح فوق‏الذكر، نشان دادند كه مطابق برنامهء درخواستی پیش رفته‏اند. هر دو نمونهء اولیهء ساخته شده بسیار خوب از آب درآمده بودند و هر دو برای خدمت در نیروهای نظامی، انتخاب شدند.

به تاریخ 13 ژانویهء 1975، نیروی هوایی اعلام كرد كه جنگندهء YF-16 نیازهای این نیرو را برای «جنگندهء نبرد هوایی»، تامین می‏كند و این طرح را برنده اعلام نمود.
جنگندهء نبرد هوایی = Air Combat Fighter یا ACF

هر دوی این جنگنده‏ها، نسبت به نیت اولیه‏ای كه مد نظر نیروی هوایی بود، در جهت استفادهء بیشتر از تكنولوژی‏های جدید، تغییر جهت داده بودند. هرچند طرح YF-16 دارای برتری‏های محسوسی نسبت به هواپیمای ساخت نورثروپ یعنی YF-17 بود. در همان زمان، جنگندهء «طرح كوسه مانند» YF-16 ثابت كرد كه دارای قیمتی كمتر از آن است كه مورد انتظار بود: هم در مدل اولیهء تولید شده و هم برای تولید انبوه.
جنگندهء كوسه مانند = Shark-Like Fighter

F-16A متعلق به اسکادران 311 نیروی هوایی سلطنتی هلند، توانایی های اجرای مانور خود را در سرعتهای کم نمایش می دهد. مولدهای دود در نوک بالها، تخمین زاویهء حملهء هواپیما را از فاصلهء دور، آسان تر می سازند؛ هرچند زاویهء حمله در F-16A محدود به 30 درجه و در MiG-29A فراتر از 45 درجه می باشد.


همچنین YF-16 ثابت كرد كه برتری‏اش تنها منحصر به استفاده از سیستم كامپیوتری «پرواز با سیم» نبوده بلكه این برتری به این دلائل می‏باشد: نحوهء خاص طراحی صندلی خلبان، سیستم شفاف نمایشگر سربالا (HUD)، توانایی تحمل مانورهای سنگین با فشار ثقل بالا و طرح خاص یك تكهء كاناپی (شیشه بالای سر خلبان) كه دید بسیار بهتری به خلبان می‏دهد.
بنابراین، نیروی هوایی جنگندهء سبك‎وزن مورد نظر خود را انتخاب كرد: F-16.

F-16 در اصل یك جنگندهء سبك‏وزن برای شركت در نبردهای هوایی در روز به شمار می‎‏رفت. با اضافه شدن قابلیتهای عملیات علیه اهداف زمینی، F-16 تبدیل به یك «جنگندهء چند منظوره» شد.
جنگندهء چند منظوره = Multirole Fighter

مدل اولیهء F-16A كه از آن به نام Block 10 نام برده می‎شود دارای وزن خالی معادل 15.600 پاوند بود. این وزن خالی در مدل Block 50 به 19.200 پاوند رسید.
F-16A به مدلهای Block1 تا Block20 اطلاق می‎شود كه طرحی یك نفره است. F-16B نوع دو نفرهء مدل A است.
مدلهای F-16C و F-16D انواعی هستند كه پس از مدلهای A و B ساخته شدند و كد شناسایی آنها با Block25 آغاز می‎شود.
به زبان ساده، Block نشانگر یك دورهء زمانی در سیرتكاملی F-16 هاست. در واقع عدد اعلام شده در Block مانند كیلومترشمار است. هرگاه این عدد افزایش یابد بیانگر این است كه یك پیكربندی جدید برای F-16 توسعه یافته است.
هیچكدام از F-16 ها كه دارای درجه‏بندی متفاوتی در شماره‏گذاری Block ها هستند مانند هم نیستند. هركدام از Block ها نیز به زیرمجموعه‏هایی تقسیم می‏‎شوند. این زیرمجموعه‏ها، پس از شمارهء Block دارای یك حرف بزرگ زبان انگلیسی هستند. (برای مثال Block 15S).
بعد از سری 30 و 32، اعدادی كه به صفر ختم می‎شوند، نشان‏دهندهء استفاده از موتور ساخت جنرال‏الكتریك، و اعدادی كه به 1 و 2 ختم می‏شوند نشان‏دهندهء استفاده از موتور ساخت پرات اند ویتنی هستند.


کابین قدیمی و آنالوگ YF-16



گونه‏های مختلف F-16

YF-16
نمونهء اولیهء هواپیمای F-16؛ ساخته شده به تعداد 2 فروند و به شماره سریالهای 1567 – 72 و 1568 - 72


F-16A
مدلی است یك نفره كه اولین پروازش را به تاریخ دسامبر 1976 به انجام رساند. اولین مدل عملیاتی F-16A به تاریخ ژانویهء 1979 تحویل اسكادران 338 ام در پایگاه هوایی Hill (یوتا) شد.


F-16B
مدلی دو نفره كه اندازه‏‎اش دقیقن برابر مدل A است و كاناپی حبابی شكل، كمی كشیده‏تر شده است تا روی كابین دوم را نیز پوشش دهد. برای ایجاد فضای لازم جهت نفر دوم، از اندازهء مخزن سوخت تعبیه شده در محل دماغهء هواپیما و محل خالی تعبیه شده برای نصب و توسعهء سیستم‏های جدید الكترونیك پروازی، كاسته شد.
این مدل برای آموزش به كار رفته و كابین جلو برای دانشجوی خلبانی و كابین عقب برای استاد خلبان در نظر گرفته شده است.

Block 1 تا Block 5
این مدلها همگی بر اساس F-16A/B بوده و برای نیروی هوایی ایالات متحده و نیروهای هوایی كشورهای اروپایی و در سال 1981 ساخته شدند. اغلب این مدلها، تحت پروژه‏ای به نام Pacer Loft، به سال 1982، به سطح Block 10 ارتقاء داده شدند.
تمامی این سری از F-16 ها، دارای قابلیت‏های خوب F-16 نظیر ایمنی، هزینهء پائین تعمیر و نگهداری و كابین كمتر پیشرفته هستند. (Block 1 ورود به خدمت 1978 و Block 5 ورود به خدمت 1979)


F-16B Block 5 نیروی هوایی اسرائیل: یکی از F-16 هایی که قرار بود به ایران تحویل شود




F-16 Block 10
312 فروندی كه تا اواسط دههء 1980 ساخته شدند و تفاوت آنها با مدل اولیهء F-16، اندك است. (ورود به خدمت 1980)


F-16 Block 15
* مدلی كه امروزه بیشتر موجود است و تعداد 3600 فروند از آن تاكنون ساخته شده است. تفاوت بین سری 10 و 15 در 2 محل حمل مهمات خارجی اضافی (كه در در زیر محل ورودی هوای موتور تعبیه شده‏اند) و سكانهای افقی كشیده‏تر (حدود 3 درصد بزرگتر) است. این مدل به سال 1981 براساس F-16A/B وارد خدمت شد و حداكثر وزن قابل برخاست آن نسبت به سری 10، كمی افزایش یافته است. (از 14968 كیلوگرم به 16057 كیلوگرم)

* همچنین شش جایگاه مخصوص عملیات راه دور (BVR) در این سری اضافه شده است كه این مدل را قادر می‏سازد از موشكهای میان‏برد هوا به هوای AIM-7 موسوم به اسپارو، که از فاصلهء دور قابل شلیک بودند و توسط رادار جنگنده هدایت می شدند، بهره ببرد.

* كابین و سیستم‏های اغتشاش‏گر الكترونیك (ECM) در این مدل بهبود یافته و حجم مایع سیستم خنك كنندهء كابین (کولر) از 7 كیلوگرم به 9 كیلوگرم افزایش است.

* به سال 1988 مدل Block 15 به موتور توربوفن ساخت پرات اند ویتنی به نام F100-PW-220 مجهز شد كه این جنگنده را قادر می‏ساخت با حداكثر وزن 17010 كیلوگرم از زمین بلند شود.

* تغییر دیگر، افزایش زاویه نمایش سیستم نمایشگر سربالا (HUD) بود.


F-16 های پاكستان: مدلهایی بر اساس Block 15
به تاریخ دسامبر 1981، دولت پاكستان قراردادی را برای خرید 40 فروند F-16A/B مشتمل بر 28 فروند مدل A و 12 فروند مدل B به امضاء رساند. این جنگنده‏ها در دو دستهء 6 و 34 فروندی تحویل شدند. اولین جنگنده، به تاریخ اكتبر 1982 از خط تولید كارخانه در فورت‏ورث تگزاس خارج شده و به تاریخ 15 ژانویهء 1983 تحویل اسكادران «شاهید جاوید» مستقر در پایگاه هوایی «سرگردها» شد.
F-16 های پاكستانی از سری Block15 بوده و به موتور توربوفن ساخت پرات اند ویتنی به نام F100-PW-200 تجهیز شده بودند.
تمام این 40 فروند، مابین سالهای 1983 تا 1987 تحویل نیروی هوایی پاكستان شدند.
تا سال 1997، تعداد 8 فروند از F-16 های پاكستان، طی حوادث گوناگون از بین رفتند و بنابراین تنها 32 فروند باقی ماند. با وجود اعمال تحریم علیه پاكستان، این F-16 ها، طبق قرارداد، كاملن از نظر قطعات یدكی و تعمیر و نگهداری توسط سازنده، پشتیبانی شدند.
F-16 های پاکستان، دو شماره ابتدای سریال‏شان نشانگر سال تحویل و سه شمارهء بعدی برای مدل A، عدد 701 به بعد و مدل B، عدد 601 به بعد، به کار رفته است.


F-16A پاکستان به شماره سریال 82702



هواپیما